تبليغاتX
مرز پرگهر.....موسيقي اصيل ايراني/استاد محمد رضا شجریان

 

نشست خبری استاد محمد رضا شجریان با خبرنگاران

 

در پی مسائل پیش آمده پیرامون برگزاری کنسرت گروه شهناز و گلایه رسانه ها ظهر امروز نشست استاد شجریان با خبرنگاران برگزار شد.

 

استاد شجريان

 

به گزارش خبرنگار مهر، در این جلسه که تحت عنوان "نشست صمیمانه خبرنگاران با استاد" در مجموعه فرهنگی آسمان برگزار شد محمد رضا شجریان از خبرنگاران خواست تا موضوع عدم ارائه بلیت به خبرنگاران و مسائل پیش آمده را تمام شده تلقی کرده و از طرح مجدد این موضوع که امروز مطرح شده است در رسانه ها بپرهیزند.

وی سپس درباره مشکلات پیش آمده در خصوص فروش بلیت به صورت اینترنتی گفت : توزیع عادلانه بلیت از دغدغه های همیشگی من بوده است ولی هر بار به هر روشی که این بلیتها توزیع شده باز با نارضایتی عده ای از مردم مواجه بوده ایم .

استاد شجریان در ادامه افزود : شاید هیچکس به اندازه من توجه وحساسیت مرا در توزیع بلیت نداشته باشد چون من از سال 1350 که برگزاری کنسرتهایم آغاز شد تا همین امروز با مشکل توزیع بلیت مواجه بوده ام. خوب به یاد دارم زمانی که کنسرتهایی را در تالار وحدت برگزار می کردیم حدود نیمی از بلیتها به دست مردم نمی رسید و بعدها متوجه می شدم که این بلیتها به طور رایگان دراختیار ارگانهای مختلف قرار می گرفته است و من هم همیشه به این شیوه ارائه بلیت معترض بودم و همواره دغدغه این را داشتم که بلیتها خیلی محترمانه به دست مردم برسد.

وی در ادامه افزود : ماجرای توزیع نامناسب بلیت ادامه داشت تا اینکه رسیدیم به سایت و متوجه شدیم که از طریق اینترنت بلیتها راحت تر و همچنین محترمانه تر به دست مخاطب می رسد اما به هر حال هر تجربه جدید مشکلات و معایب بسیار دارد و این شیوه هم قطعا عاری از مشکل نبوده و نیست و از سوی دیگر تحت هر شرایطی بازار سیاه به وجود می آید. به عنوان مثال، در دوره گذشته گروهی با نام "دل آواز 2" بلیتهای 15 هزار تومانی کنسرت را جلوی در تالار 200 هزار تومان به فروش می رساندند و دست ما هم به جایی بند نبود و متاسفانه اگر کسی اشتباه می کند به حساب "دل آواز " می گذارند که این دور از انصاف است.

استاد شجریان در ادامه به کم و کیف همکاری با گروه "شهناز" اشاره کرد و گفت : به آینده نوازنده های جوان این گروه به شدت اعتقاد دارم چرا که در شیوه نوازندگی خود بسیار تبحر دارند و خیلی خوب با یکدیگر کار می کنند و از همکاری با آنها بسیار راضی هستم، اما مشکل صدابرداری در تالار بزرگ کشور باعث شد تا کار گروه در سالن خوب شنیده نشود. به عنوان مثال، وقتی نوار کاست کنسرت شب چهارم را گوش می دادم متوجه شدم که اصلا صدای تار و سه تار شنیده نمی شود و این مشکلی است که در سیستم صدابرداری سالن وجود دارد چرا که هیچیک از این دستگاهها مطابق با استانداردهای روز نیستند و همه این مسائل موجب شده تا آنگونه که مورد نظر گروه بود از سیستم صدابرداری در سالن بهره نبریم، اما به هر حال کار با گروه موسیقی بسیار خوب و دوست داشتنی است و به آینده این گروه امیدوار هستم.

این استاد آواز درباره چگونگی همگاری با گروه "آوا" گفت : فعالیت گروه موسیقی "آوا" همچنان به قوت خود باقی است و کنسرتهای خارج از کشور را همراه با این گروه ارائه می کنم.

وی با بیان اینکه قرار نیست ما برای بازسازی آرامگاه شمس کمک مالی داشته باشیم، اظهار داشت : تنها هدف ما یادآوری بنیاد شمس تبریزی است. چرا که دلمان می‌خواهد مردم با این مرد با اندیشه و عرفان بیشتر آشنا شوند و ما نیز بتوانیم نام بزرگانمان را گرامی بداریم.

در این نشست رسانه‌ای که با حضور یونس شکرخواه مشاور مطبوعاتی شجریان، محمدعلی رفیعی مسؤول برگزاری کنسرت شجریان و مژگان شجریان برگزار شد از خبرنگاران دعوت شد تا در دو روز باقیمانده کنسرت استاد که روزهای شنبه و یکشنبه آینده در تالار کشور خواهد بود شرکت کنند.

منبع : خبرگزاری مهر

 

 

گزارش تصویری خبرگزاری فارس از کنسرت استاد شجریان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 22:51  توسط داريوش | 
 

 

بروشور کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» | طراح گرافیک: مژگان شجریان | خط: استاد یدالله کابلیبروشور کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» | طراح گرافیک: مژگان شجریان | خط: استاد یدالله کابلی 

براي ديدن بروشور روي ان كليك كنيد

 

 گزارش کنسرت استاد شجریان به روایت ایسنا

 

سرانجام آواي مرغ سحر در شب‌هاي تهران پيچيد

سرانجام پس از گردش تور دور دنيا، حاشيه‌ها، سرگرداني مشتاقان و فروش دوساعته‌ي تمام بليط‌ها، بليط‌هاي يك‌صد و پنجاه هزار توماني، حذف همه‌جانبه‌ي خبرنگارها و...، صداي استاد آواز ايران بلند شد.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدرضا شجريان با گروه "شهناز" در تالار بزرگ کشور در حالي همراه شد كه اين برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، به‌خاطر آنچه كه "مستقرنشدن به‌موقع حاضران، گيرافتادن تعدادي از عوامل در آسانسور تالار و طولاني‌بودن صف سرويس‌ها" اعلام شد، با تأخير يك ساعته، در نخستين شب ساعت 21 آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان‌ شدن اين عوامل حوالي ساعت 20:30 اجرا شد. محمدرضا شفيعي كدكني و هوشنگ ابتهاج ازجمله ميهمان‌هاي ويژه‌ي شجريان به‌شمار مي‌رفتند. برخي از مسؤولان و معاونان وزارت كشور نيز در اين كنسرت حاضر بودند.

گروه با همان لباس‌هاي رنگي اجراي سال‌هاي گذشته در تهران و اصفهان به صحنه آمدند. تنظيم صدا مشكلاتي را در اجرا به تكرار به‌وجود مي‌آورد. تا جايي كه باعث عصبانيت محمدرضا شجريان شد.

بخش نخست اجرا "رندان مست" بود در دستگاه "همايون" و پيش‌درآمدي از ساخته‌هاي مجيد درخشاني آغاز شد.

پس از نخستين قطعه‌ي شجريان در حالي كه از ميزان زياد دوربين‌هاي موبايلي كه در دستان حاضران به هوا بلند شده بودند به‌خشم آمده بود، به حاضران تاكيد مي‌كرد در صورت ادامه عكاسي و فيلم‌برداي اجرا را ادامه نمي‌دهد. اين اعتراض در طول اجرا و شب دوم هم ادامه داشت تا جايي كه وي حتا مورد به مورد تذكر مي‌داد.

اين درحالي است كه سال‌هاست هيچ عكاس خبري اجازه‌ي عكاسي از كنسرت‌هاي ايران محمدرضا شجريان را ندارد.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اجرا، گروه قطعه‌ي "زنگ شتر" را اجرا كردند و بعد از آن قطعه‌ي ساز و آوازي با غزل حافظ؛ "چشم ياري" را شجريان خودش ساخته بود، با غزلي از حافظ شيراز:

ما زياران چشم ياري داشتيم

خود غلط بود آنچه مي‌پنداشتيم

تا درخت دوستي كي بر دهد

حاليا رفتيم و تخمي كاشتيم

نور چشم و آب روي خويش را

ديده از خاك رهت انباشتيم

گفت‌وگو آيين درويشان نبود

ورنه با تو ماجراها داشتيم

شيوه‌ي چشمت فريب جنگ داشت

ما غلط كرديم و صلح انگاشتيم

كوي عشقت سر فلك خواهم زدن

چون ملك اينك علم افراشتيم

گفت خود دادي به ما دل حافظا

ما محصّل بر كسي نگماشتيم

مجيد درخشاني اما تنظيم اين آهنگ را برعهده داشت؛ تصنيف بعدي هم "باد صبا" بود باز هم با تنظيم مجيد درخشاني؛ كنسرت در بخش نخست با همخواني گروه، آواز شوشتري، چهارمضراب بيداد و رندان مست به‌پايان رسيد.

پس از تنفسي طولاني كه به حدود 45 دقيقه مي‌رسيد، اجرا در بخش دوم، با "مرغ خوشخوان" در دستگاه شور همراه شد.

قطعات اين بخش را محمدرضا شجريان با تنظيم مجيد درخشاني و شعرهايي از حافظ شيراز و مولانا ساخته بود.

امسال اما تقاضاي اجراي تصنيف "مرغ سحر" از سوي حاضران در دوشب نخست كنسرت جواب داد.

تالار يك‌پارچه خواند:

مرغ سحر ناله سر كن

داغ مرا تازه تر كن

زآه شرربار اين قفس را

بر شكن و زير و زبر كن

بلبل پربسته زكنج قفس درآ

نغمه آزادي نوع بشر سرا

وز نفسي عرصه اين خاك توده را

پر شرر كن؛ پر شرر كن

ظلم ظالم، جور صياد

آشيانم، داده بر باد

اي خدا اي فلك اي طبيعت

شام تاريك ما را سحر كن

نو بهار است... گل به‌بار است

اشك چشمم ژاله‌بار است

اين قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فكن در قفس اي آه آتشين

دست طبيعت گل عمر مرا مچين

جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين

بيشتر كن... بيشتر كن... بيشتر كن

مرغ عاشق شرح هجران ... مختصر...  مختصر كن

ساعت از 24 گذشت كه مردم مرغ سحر خوانان با دوربين‌هاي روشن موبايل‌هاشان تالار را ترك كردند.

نوازندگان گروه شهناز متشكل از سينا جهان‌آبادي - کمانچه، شاهو عندليبي - ني، حامد افشاري - قيچک باس، مهرداد ناصحي - قيچک آلتو، کاوه معتمديان - کمانچه، رادمان توکلي - تار، رامين صفايي - سنتور، حميد قنبري - تنبک، حسين رضايي نيا - دف، محمدرضا ابراهيمي - عود، مژگان شجريان - سه‌تار و مصطفي عميدي‌فرد - بم تار و رباب، بودند.

کنسرت محمدرضا شجريان با گروه شهناز پنج شب ديگر، - اول، دوم، ششم، هشتم و نهم تيرماه جاري- برگزار خواهد شد.

كساني که در خريد دوساعته‌ي بليط‌ها از طريق اينترنت موفق نشده بودند، طي برگزاري دوشب گذشته‌ي اجرا از حدود ساعت 17 مقابل تالار بزرگ كشور حاضر شده بودند و پيش از ايشان دلال‌هاي بازار سياه در محل ورودي سالن حضور داشتند؛ بليط‌ها دست‌كم به سه تا چهار برابر قيمت خريد و فروش مي‌شد. قيمت برخي از رديف بليط‌ها تا يك‌صدو 50 هزار تومان و بيشتر هم مي‌رسيد.

دو شب گذشته بليط‌ روزهاي ديگر کنسرت نيز با همين قيمت‌ها در حال خريد و فروش بودند.

گفته مي‌شود عوايد حاصل اين اجرا به ساخت مقبره‌ي شمس تبريز در شهر خوي اختصاص مي‌يابد.

منبع : isna

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 14:37  توسط داريوش | 
 
گفتگوي استاد شجريان با بي بي سي
 
 
استاد شجریان: سی سال است در شهر خودم کنسرت نداده ام
 
 
سرانجام تور کانادا و آمریکای گروه آوا با حضور محمدرضا شجریان استاد آواز ایرانی در شهر تورتنو برگزار شد. در این گروه مجید درخشانی (تار)، محمد فیروزی (بربط) حسین بهروزی‌نیا (عود)، سعید فرجپوری(کمانچه)،حسن رضایی نیا(دف،دایره) وهمایون شجریان(تنبک و آواز) شجریان را همراهی می‌کردند.
 
 

در این برنامه‌ها، گروه آوا در دو بخش ماهور و شور، چهار تصنیف از محمدرضا شجریان و چند قطعه از ساخته‌های فرجپوری و درخشانی را با آواز استاد و پسرش اجرا می‌کردند.

اجرای شهر واشنگتن گروه آوا در مرکز هنری دانشگاه جرج میسون و نیز کنسرت دیگر محمدرضا شجریان در اواخر خرداد و اوایل تیر ماه امسال با گروه جوان «شهناز» در تالار وزارت کشور بهانه‌ای به دست داد تا با محمد رضا شجریان درباره‌ی اجراهای گروه آوا، مشکلات و مدیریت اجرای موسیقی در داخل و خارج ایران، شرایط موسیقی ایرانی در حال حاضر، و نیز برنامه‌های آینده او به گفت‌وگو بنشینیم که آن را در زیر می‌خوانید.

آقای شجریان در ابتدا از گروه آوا و برنامه‌های آن در ایران، اروپا، کانادا، و آمریکا بگویید و اینکه این گروه چه تفاوتی با گروهی دیگری که مرکب از شما و آقایان علیزاده و کلهر بود دارد؟

گروه آوا فرق چندانی به لحاظ اجرایی با آن گروه سابق نمی‌کند. تنها به دلیل آنکه کارها یکنواخت نشود، تنوع داشته باشه و سلیقه‌های مختلف در موسیقی مطرح شود هر از چند سالی ما خودمان همدیگر را عوض می‌کنیم. یعنی با گروه‌های دیگر یا خواننده‌ها و نوازنده‌های دیگر کار را دنبال می‌کنیم که سلیقه‌های جدید در موسیقی مطرح شود. این امکان هست که بعد از چند سال دیگر دوباره با هم جمع شویم و کار بکنیم.

این تور سال گذشته از اروپا شروع شد و بعد به ایران رفتیم و سپس کانادا و آمریکا آمدیم. خوشحالیم که شنوندگان این برنامه راضی و خوشحال بوده‌اند. سعی ما بر این بوده است که علیرغم مشکلاتم موجود، بهترین اجراها را داشته باشیم که مردم راضی باشند و ما هم خوشحال از رضایت مردم.

اعضای این گروه را می‌شناسید و قطعات آوازی بیشتر از ساخته‌های خودم است و چندتا هم از آقایان درخشانی و فرجپوری است. یکی از آنها در قدیم اجرا شده است ولی بقیه تازه است و برای نخستین بار اجرا می‌شود. این قطعات بر روی اشعار حافظ، سعدی و مولاناست.

با توجه به تجربه‌‌ی شما، اجرای این گروه چه تفاوتی با اجرای گروه‌های دیگری دارد که شما در سال‌های گذشته به همراه آنها برنامه‌های خود را اجرا می‌کردید؟

ما هر بار که به صحنه می‌آییم، آهنگ‌هایمان با دفعات قبل متفاوت است. یک وقتی است که آقای حسین علیزاده آهنگ می‌سازد، موقعی آقای پرویز مشکاتیان یا آقای سعید فرجپوری یا مجید درخشانی یا خود من. به هر حال، این آهنگ‌ها با هم به طور طبیعی از نظر نوع حس آن فرق دارند ولی از نظر نوع موسیقی، تفاوت چندانی ندارد. همه بر اساس موسیقی «نژاده» ایرانی و سازهای آن است که هر باری بر اساس حال و هوای خودمان یا جامعه‌امان یک آهنگی ساخته و اجرا می‌شود.

اشاره کردید به ساخت قطعات جدیدی که به تازگی ساخته‌اید. آیا می‌توان گفت که این قطعات حال و هوای دورنی شما و یا بازتاب‌دهنده‌ تحولات اجتماعی در این سال‌های اخیر بوده است؟

 

در این برنامه بیشتر از ساخته‌های قدیمی استفاده شد، ساخته‌های که تکمیل نبودند ولی در این برنامه به صورت تکمیل شده اجرا ‌شدند. چراکه، من خود کاری را می‌سازم ولی برای مدتی آن را رها می‌کنم و ممکن چند سال دیگر مراجعه کنم و می‌بینم که الان قابل اجراست و تنظیم و جفت ‌وجورش می‌کنم، ممکن است که نت آن را بنویسیم و یک نوازنده هم آن را برای اجرای گروه تنظیم ‌کند. برخی از قطعات این اجراها یکی دوتاش در همین یکی دوسال اخیر ساخته شده و بقیه هم شاید مربوط به ده پانزده سال قبل باشند.

آیا پس شنیدن آن‌ها شنونده می‌تواند تشخیص دهد که کدام جدیدتر است و بازتاب دهنده‌ی حس و حال سال‌های اخیر شماست؟

برای مثال شاید همین آهنگ «در فراق» که بر روی یکی از غزلیات سعدی است این نکته را تداعی کند:
بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی / به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی
نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی / چه غم او فتاده‌ای را که تواند احتیالی
این آهنگ را در همین یکی دوساله اخیر ساخته‌ام که می‌تواند تا حدودی حس و حالم را نشان دهد.

به نظر می‌رسد شما در ابتدا شعری را می‌یابید و بعد بر اساس آن آهنگی را می‌سازید. آیا این موضوع درست است؟

بله، شعر و محتویات آن در کار و نگاه من از درجه‌ی اول اهمیت برخوردارست. یعنی می‌بینیم که شعر می‌خواهد چه بگوید، و یا در چه زمانی ما داریم این شعر را ارایه می‌کنیم. البته شعر برای آواز برای خود جنبه‌های خاصی دارد و شعر برای تصنیف ویژگی‌های دیگری را داراست که باید در موقع اجرای کار به تمام این نکات توجه کرد تا کار خوب از کار در‌آید.

بیشترین هدف من آن است که مردم شعر را بهتر درک کنند. حتی در تصنیف‌هایی که من می‌سازم و اجرا می‌کنم سعی بر آنست تا تمام مفاهیم شعری به روشنی گویا باشد و لمس شود. و گاهی حتی من مجبور هستم تا ملودی آهنگی را که در سرم هست تغییر دهم تا مفهوم شعر را بهتر ارایه دهم. ولی بقیه کمتر این کار را انجام می‌دهند یعنی شعر را فدای آهنگ می‌کنند.

پس شما در موسیقی به اصالت شعر باور دارید؟

بله، من به اصالت شعر بیشتر معتقدم و همیشه آهنگ را فدای شعر می‌کنم. همانطور که گفتم، وقتی من شعری را پیدا کردم، آهنگ متناسب با آن را می‌سازم و به دنبال ارایه مفاهیم آن شعر هستم. یعنی حتی اگر شاعر هم زنده باشد و گوش بکند، بگوید که همین است و شعرم خراب نشده است و منظورم همین بوده است.

شما چه تفاوتی بین مخاطبان کنسرت‌های خود در داخل و خارج ایران حس می‌کنید. به هر حال چنین به نظر می‌رسد که شناخت مخاطبان داخلی از موسیقی شما بهتر از خارج‌نشین‌هاست. آیا اساسا وجود چنین تفاوتی واقعیت دارد؟

بله، فرق کوچکی وجود دارد. ولی نکته پراهمیت در میان تفاوت حال و هوای شنوندگان من در ایران و در خارج از کشور است.

 شعر و محتویات آن در کار و نگاه من از درجه‌ی اول اهمیت برخوردارست. یعنی می‌بینیم که شعر می‌خواهد چه بگوید، و یا در چه زمانی ما داریم این شعر را ارایه می‌کنیم
 

چه تفاوتی دارد؟

کسانی که در ایران زندگی می‌کنند، در آن شرایط خاص و با آن ستم‌های که در جامعه اغلب به مردم ما روا می‌شود سروکار دارند و این مردم غالبا با درد و رنج متاثر از این ستم‌ها به کنسرت‌های من می‌آیند. اما در خارج از ایران درست است که مردم تاحدودی با این دردها آشنا هستند ولی زیر این فشار مستقیم نیستند. البته آنها هم درد دیگری شاید داشته باشند که آن هم دوری از وطن است که آنها را آزار می‌دهد. فرق تنها از این حیث وجود دارد وگرنه همه موسیقی ایرانی را دوست دارند و آن را خوب حس می‌کنند.

هرچند، همه شنونده‌های ما از نظر درک هنری یکدست نیستند، تعداد کمی هستند که اصلا نمی‌دانند که کجا ‌آمده‌اند؛ فقط شنیده‌اند که مثلا فلان گروه آمده است و می‌آیند تا ببیند که چه خبر است. همین گروه از شنونده‌ها هستند که گاهی در بعضی از اجراها یک «بشکنی» هم می‌زنند، چون نمی‌دانند که در چه برنامه‌ای آمده‌اند. البته بعد از مدتی که این گونه افراد به کنسرت ما می‌آیند، متوجه می‌شوند که این برنامه خیلی جدی‌تر از این است که فکرش را می‌کردند. برنامه‌ای است که باید با آن فکر کند. این مشکلی است که ما با مخاطب خارج از ایران داریم.

در داخل ما با این موضوع روبرو نیستیم. نمی‌خواهم بگوییم که آنها آگاه‌ترند بلکه در ایران این گونه فضاها وجود ندارد که به خودشان اجازه بشکن زدن بدهند. آگاهی کسانی که آگاه‌ترند این افراد سرزنش می‌کنند و یا به سکوت دعوت می‌کنند. افراد متوجه می‌شوند که این کار جدی و کلاسیک است و باید با آن فکر بکنند. چون موسیقی ما موسیقی فکر کردن و اندیشیدن است. چرا که این موسیقی است که انسان را به گونه‌ای به فرازستان و بالاها می‌برد که هیچ پدیده‌ی دیگری نمی‌توانند این کار را بکند.

این تفاوت و اختلاف در شنونده‌ی داخل و خارج از ایران تا چه اندازه در کار شما در روی صحنه اثر می‌گذارد؟

به حال در اجرای زنده دو طرف در مقابل هم قرار دارند: یعنی شنوندگان و گروه اجرا.
این موضوع بسیار پراهمیت است. اساسا کیفیت اجرای کار ما بستگی به کیفیت مخاطبی است که در سالن اجرا حضور دارد. به خصوص در ردیف‌های اول سالن که معمولا ما آنها را می‌بینیم، گاهی اتفاق می‌افتد که موج خوبی می‌آیید یا موج خوبی دریافت نمی‌کنیم. در حالی که ما هیچ وقت به شخص خاصی نگاه نمی‌کنیم ولی موجی که ما از آنها می‌گیریم چه مثبت چه منفی در کار ما تاثیر‌گذار است. در واقع ما به عنوان هنرمند این تابش و بازتاب میان شنونده و اجرا کننده موسیقی را زود متوجه و درک می‌کنیم.

به طوری که وقتی ما برای استراحت به پشت صحنه می‌رویم با هم می‌گوییم که چرا شنونده‌های ما امشب این‌جوری هستند و کار ما اصلا خوب نیست؟ یعنی همه ما به یک درک مشترک از این موج می‌رسیم. گاهی هم بعضی از شنونده‌ها حضور و وجودشان همه چیز را عوض می‌کند و چنان موج مثبتی دارند که ما را با خود به اوج می‌برد. ولی برخی شب‌ها هم هرکاری می‌کنیم پرواز امکان‌پذیر نیست. در حالی که ما همان آدم‌های شب‌های دیگر هستیم و شرایط ما فرقی نکرده است. تفاوت تنها همان تابش و بازتاب بین ما و شنونده است که اجرای یک شب را خوب می‌کند و یا یک شب را نه چندان خوب. این ارتباط معنوی است که بین ما و مخاطب وجود دارد.

این پس ارتباطی به داخل و خارج از ایران هم ندارد.

 

نه اصلا ارتباطی ندارد و می‌تواند در جایی اتفاق بیافند. ما اجراهایی در خارج داشته‌ایم که تحت تاثیر همین امواج ما در حال اجرا پرواز کردیم و این تابش و بازتاب تنها به نوع ارتباط ما و شنونده ما بستگی دارد.

تدارک یک کنسرت به هرحال از حیث مدیریتی آن در داخل و خارج دارای تفاوت‌ها و مشکلاتی است. وجود این تفاوت‌ها و یا مشکلات خاص تا چه اندازه در کار شما تاثیر‌گذاست؟

بله، تدارک یک کنسرت در داخل و خارج مشکلات خاص خود را دارد. ما در ایران مشکلات زیادی تا رسیدن به شب اجرای کنسرت داریم که در نوع خود خاص هستند. ولی در ایران وقتی به این مرحله رسیدیم، سکوت و نظمی بر شنونده‌ها حاکم است و معمولا، به خوبی به پایان می‌رسد.
در خارج از ایران ما خیلی مستقیما درگیر تدارک کار نیستیم ولی مشکلات دیگری وجود دارد. در خارج نظمی بیشتری حاکم است، مسئولیت ما کمتر است و در نتیجه اگر مشکلی هم باشد آنها به من به عنوان خواننده منتقل نمی‌شود. در صورتی که، در ایران با این که من مدیر برنامه دارم ولی در نهایت تمام این مشکلات به من ارجاع می‌شود و باید در تمام مراحل دخالت کنم تا برنامه به خوبی اجرا شود و به همین دلیل مسئولیت‌های زیادی بر دوش من است، که به هرحال در کار و احوالات من تاثیر می‌گذارد. بنابراین، من شب‌های سختی را پشت سر می‌گذارم تا به شب کنسرت برسم.

 من در شهر خود مشهد برای 30 سال است که نتوانسته‌ام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمی‌گذارند کنسرتی برگزار شود.
 

اما در خارج مشکلات ما از نوع دیگری است. گاهی ما با شایعات و حرف‌های عجیب غریبی روبرو هستیم که وقتی می‌شنوم تعجب می‌کنم که این حرف‌ها چطور گفته می‌شود. یا در برخی جاها برخی اشخاص یا گروه‌ها می‌خواهند از حضور ما به نفع منافع خود یا گروه خاصی استفاده کنند تا خودشان را مطرح کنند. اینها گاهی فضایی را می‌سازند که وقتی ما می‌رسیم تازه متوجه می‌شویم که از همه چیز بی‌خبریم.

آقای شجریان همانطور که می‌دانید در داخل ایران علاقمندان موسیقی از شما انتظار دارند که بیشتر کنسرت بدهید و گاهی از شما انتقاد می‌شود که کنسرت‌های شما در خارج بیشتر از داخل ایران است. چرا این گونه است؟

ببینید، ما در ایران با مسایل زیادی روبرو هستیم، برای مثال، اگر بخواهیم کنسرت‌های بیشتری را داشته باشیم تنها باید اجرا در شهر تهران را در درنظر بگیریم، چرا که در شهرستان‌ها مشکلات زیادی هست در آنجا بیشتر امام جمعه‌ها که سخت مخالف موسیقی هستند، تعیین‌کننده هستند و با طرح حرف‌های برای کار ما مشکل ایجاد می‌کنند.

البته گاهی من به این حرف‌ها واکنش نشان می‌دهم و ممکن است مشکلات تا حدودی حل شود. ما تقریبا فقط در اصفهان کنسرت داشتیم و چند سال پیش در شیراز. در سایر شهرستان‌ها ما با مشکل مواجه هستیم. چون فضا در شهرستان‌ها پیوسته در حال تغییر است یعنی با تغییر یک شهردار، استاندار، و یا امام جمعه همه سیاست‌ها تغییر می‌کند. در چنین جوی نمی‌تواند کنسرت داد. ما با مشکلاتی از این قبیل روبرو هستیم وگرنه من ترجیح می‌دهم در داخل ایران برنامه‌های خود را اجرا کنم و مشکلات دوری از وطن و این سختی را دیگر نخواهم داشت. ولی مدیران دولتی و کسانی که در راس امور هستند مانع تراشی می‌کنند. برای مثال، من در شهر خود مشهد برای 30 سال است که نتوانسته‌ام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمی‌گذارند کنسرتی برگزار شود.

در خبرها بود که شما بزودی در تهران با گروه جدیدی به نام «شهناز» برای چند شب کنسرت خواهید داشت. در باره‌ی برنامه و ترکیب این گروه توضیحی دارید؟

بله، این برنامه در روزهای 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تیرماه امسال در تالار اجتماعات وزارت کشور خواهد بود. البته ترکیب این گروه بیشتر از نوازنده‌های جوانان خواهد بود و با تعداد بیشتری و قطعات که بیشتر از ساخته‌های خود من است و چند کار از آقای مجید درخشانی و نیز اشعار متفاوتی. به دلیل علاقه من به استاد جلیل شهناز، نوازنده‌ی تار و موسیقی‌دان پرسابقه‌ی ما، نام این گروه را «شهناز» گذاشته‌ایم. البته این گروه را ما در سال‌های آخر فعالیت با رادیو تشکیل داده بودیم که خود آقای شهناز هم جرو این گروه بودند و افراد دیگری چون استاد بهاری، موسوی، افتتاح هم به همراه خود من در آن فعالیت می‌کردند. من دوست داشتم تا این گروه را دوباره و این بار با نوازندگان جوان احیا کنم.

 

منبع : بي بي سي

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 23:31  توسط داريوش | 

خیل مشتاقان کنسرت استاد شجریان، از شب جمعه سوم خرداد ٨۷ در تکاپوی برنامه‌ریزی برای خرید بلیت و حضور در کنسرت تابستانه‌ی استاد محبوب‌شان هستند. این هفته خبری هیجان‌انگیز و مسرت‌بخش به گوش آن‌ها رسیده که قرار است استاد در تهران کنسرت برگزار کند. همه‌ی دوست‌داران، سخت در پی به‌دست آوردن آخرین اخبار از جزئیات برگزاری کنسرت هستند. می‌خواهند بدانند بلیت کنسرت چه‌وقت و از چه طریقی به‌فروش می‌رسد؟!

خبر فروش اینترنتی بلیت اما بسیاری را دل‌نگران می‌کند. تجربه‌ی تلخ سال گذشته و سردرگمی و ناتوانی محض مسئولین شرکت دل‌آواز در فروش اینترنتی بلیت‌های کنسرتِ پارسال هنوز از یادها نرفته است. نگاه بدبینانه و البته واقع‌گرایانه می‌گفت که امسال هم چیزی بهتر از پارسال نصیب‌شان نخواهد شد ؛ اما خب کورسوی امیدی هم بود که شاید «گروه برگزاری کنسرت (!)» بالاخره از اتفاقات عجیب و غریب پارسال تجربه اندوخته و این بار با توجه به جمیع جوانب و مشکلات احتمالی دست به فروش اینترنتی بزند. اصرار دل‌آواز بر استفاده از فناوری روز با علم بر عقب‌افتادگی‌های موجود در سامانه‌ی اینترنتی کشور غیرقابل‌فهم بوده و هست!

مَثلی هست که می‌گوید «عاقل و مؤمن هرگز از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شوند!» و نتیجه‌ای که فوراً از این جمله منتج می‌شود را نیز قطعاً خودتان بهتر می‌دانید. علاقه‌مندان پرشمار استاد شجریان، در گوشه و کنار کشور، پس از ثبت‌نام در سایت مربوطه و تهیه‌ی کارت بانک‌های معرفی‌شده، همه در انتظار بودند تا ساعت ١٢ روز دوشنبه ۶ خرداد از راه برسد و در طرفة‌العینی بلیت‌های ٤ شب کنسرت در یک سالن ٣٠٠٠ نفری را از آن خود کنند! پس همگی صبح دوشنبه‌ی خود را با این فکر آغاز کردند که هر طور شده، برنامه‌شان را به‌گونه‌ای تنظیم کنند تا ساعت ١٢ ظهر، پشت یک کامپیوتر، آماده و سرپنجه، وارد سایت فروش شده و خیلی اروپایی و متمدنانه (!) بلیت مورد نظرشان را تهیه کنند!

اما آنچه انتظارشان را می‌کشید، همانی بود که پیش‌بینی می‌شد. همان داستان همیشگی... قصد ندارم بیش از این درازه‌گویی کنم. فکر می‌کنم عکس‌هایی که آماده شده و در زیر می‌بینید، به هیچ شرح و بسطی نیاز نداشته باشد... پس شما را دعوت می‌کنم به بازدید از فتوگالری Error های سایت فروش بلیت در پنج ساعتی که بر همه‌مان سخت گذشت!!


این همان پیغامی‌ست که از بامداد روز دوشنبه، سریش‌وار روی صفحه‌ی سایت نقش بسته بود و قصد ول کردن معامله را هم نداشت! بلیت‌خواهان به‌مدت ٢ ساعت به این صفحه خیره شده بودند، ضمن آنکه انگشت سبابه‌شان مدام روی یکی از دکمه‌های معروف کیبورد به‌نام حضرت F5 ضرب گرفته بود تا بلکه فرجی حاصل شود!


ساعت حدود ٢ بعد از ظهر بود که این صفحه‌ی زیبا و پرمحتوا جای پیغام قبلی را گرفت. این صفحه در خلال F5 های مکرر "دوست‌داران موسیقی ایرانی"، غیب و ظاهر می‌شد و عرض‌اندام می‌کرد. همین صفحه کافی بود تا بوی قضیه به مشام‌مان برسد و متوجه شویم که امسال هم بله...!


این یکی می‌گفت سرویس موقتاً نابود شده است! در ضمن "سروران گرامی" را به تلاش بیشتر جهت نیل به آرمان‌های مقدس‌شان تشویق می‌کرد. آن هم با جمله‌ی معروف و اعصاب‌خردکن Please try again later.


پس از تلاش‌های بی‌وقفه‌ی "دوستداران موسیقی ایرانی" صفحه‌ی فوق بود که رخ نمود و موجب تفنن، تنوع و امتنان خاطر "سروران گرامی" گشت! جهت پر کردن اوقات فراغت جماعت اهل هنر و سرگرم کردن آن‌ها، این چند صفحه مدام جای خودشان را با هم عوض کرده و به‌صورت شیفتی خدمت‌رسانی می‌کردند!


در راستای اینکه سال ١٣٨۷، سال "نوآوری و شکوفایی" نام‌گذاری شده، گروه برگزاری کنسرت بر آن شد تا با استفاده از طرح‌های نوین و ابداعات بدیع، صفحات errorی را خلق کند که تاکنون توسط هیچ بنی‌بشری دیده نشده بود!


حوالی ساعت ٤ و نیم بود که برخی از هنردوستان سخت‌کوش و باپشتکار که از کیبوردهای مقاوم و سرعت‌عمل بالایی برخوردار بودند، توانستند وارد سامانه‌ی (!) فروش بلیت شوند ؛ این عزیزان که در پوست خود نمی‌گنجیدند، ناغافل با یک پیغام خطا به زبان شیرین فارسی مواجه شدند تا دیگر این خیالات خام برشان ندارد!


آنهایی که خیلی جان‌سخت بودند _ من‌جمله عکاس گالری که این حقیر باشد _ تا این‌جاهای قضیه هم پیش‌روی قابل‌قبولی داشتند و شگفتی بس بزرگی آفریدند! اما خب بالاخره آن‌ها باید با غول مرحله‌ی آخر هم دست و پنجه نرم می‌کردند. در اینجا بود که سیستم بانکی کشور برای آنکه نشان دهد چیزی کمتر از گروه برگزاری کنسرت ندارد و با تأکید بر جمله‌ی آشنای «اینجا ایران است!» وارد عمل شد!


از ساعتی پیش، سایت فروش بلیت کنسرت استاد شجریان اطلاعیه‌ی زیر را به‌نمایش گذاشته است:

سروران گرامی!

با پوزش مجدد از مشکلات پیش آمده، فروش بلیت کنسرت به روز شنبه یازدهم خرداد موکول شد. با توجه به آمار بسیار بالای ثبت‌نام‌کنندگان در سایت کنسرت و تماس‌های مکرر شما عزیزان، در صدد تمدید روزهای برگزاری کنسرت می‌باشیم که این مهم نیازمند به هماهنگی با سالن برگزاری و عوامل دیگر است. لطفاً تا روز شنبه از تماس با شرکت دل‌آواز و تالار بزرگ کشور خودداری نموده (!) و روز جمعه برای اطلاع از ساعت فروش به سایت مراجعه فرمایید. پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم.

با سپاس
گروه برگزاری کنسرت

و باز هم داستان تکراری ناتوانی دل‌آزار دل‌آوازی‌ها در توزیع بلیت کنسرت استاد شجریان...
و باز هم داستان تکراری ناتوانی دل‌آزار دل‌آوازی‌ها در توزیع بلیت کنسرت استاد شجریان...
دیگر بیش از این چه می‌توان گفت؟!


برگرفته از وبلاگ همایون شجریان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 4:9  توسط داريوش | 

بليط کنسرت هفت روزه‌ي محمدرضا شجريان در تهران تمام شد.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در حالي كه از صبح امروز مخاطبان سايت متصدي فروش بليط‌هاي كنسرت هفت روزه‌ي استاد آواز ايران عموما با صفحه‌اي مواجه بودند كه از ممكن نبودن برقراري ارتباط خبر مي‌داد و در مواقعي هم همان پيام شرايط خريد بر صفحه مي‌آمد، دقايقي پيش در پيامي اعلام شد كه فروش بليط کنسرت يادشده در ساعت 16:45 دقيقه 11 خرداد به اتمام رسيده و آخرين بليط سيستم رزرو شده است!

در اين اطلاعيه از كاربران خواسته شده است كه در زمان تعين‌شده جهت پرداخت بهاي بليط به سايت مراجعه كنند.

قرار بود فروش بليط از ظهر روز دوشنبه ششم خرداد 1387، بدون رزرو آغاز و اقدام‌هاي لازم براي آن در دو بخش مقدمات خريد و خريد بليط انجام شود. اما اين تاريخ به دهم و پس از آن به يازدهم خرداد موكول شد و بدون اعلام رسمي مبني بر تغيير روش تهيه بليط، در حالي كه از ظهر امروز امكان دسترسي به خريد بليط عموما غيرممكن بوده است، پس از حدود چهار ساعت عنوان شد كه رزرو بليط‌ها تمام شده است.

كنسرت شجريان با گروه جوان شهناز - رودكي - روزهاي 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تيرماه 1387 در تالار بزرگ كشور - تهران - برگزار خواهد شد و بليط كنسرت يادشده با قيمت‌هاي 10 تا 35 هزار توماني عرضه شده‌اند.

شجريان در حال حاضر در ادامه‌ي تور کنسرت‌هاي کانادا و آمريکا، خارج از كشور به‌سر مي‌برد و قرار است روز چهاردهم خردادماه جاري در هوستون کنسرت ديگري برگزار كند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از روز اعلام خبر فروش بلیط کنسرت به صورت اینترنتی استرس عدم دسترسی به
بلیط رو داشتم که همینطور هم شد


برای وقتم
برای عشقم
و برای هنر متاسفم

اینگونه برخورد با اهالی نزدیک موسیقی جایز نیست


اما میدونم هیچ ایرادی به استاد وارد نیست
بلکه عوامل و تیم برگذاری نهایت بی لیاقتی خود را به اثبات رسانده اند

بنابراین بازنگردی در تیم دل آواز واجب و بلکه ضروری به نظر میرسد

منتظر برخورد استاد با این عوامل بی لیاقت هستیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 1:52  توسط داريوش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وبلاگ مرز پرگهر
وبلاگی برای شناساندن هنر والای موسقی ایران زمین
و تلاش در جهت فراموش نشدن میراث کهن گذشتگان این اب و خاک
و همچنین در جهت دست یافتن به ارزش های والای انسانی
امیدوارم دوستانی که به این محفل دوستانه سری میزنند
از نظرات ارزشمند خویش ما را در جهت بهبود کیفیت
یاری نمایند

سپاسگزارم



ياهو مسنجر

وبلاگ دوستان
وبلاگ :: عشق مرده (جواد)
وبلاگ :: دانلود فقط دانلود
وبلاگ :: ادبیات و موسیقی(سارا)
وبلاگ :: دوستداران کوروش
وبلاگ :: حکایت دل (محمد)
وبلاگ :: جیک جیکهای الهام(طنز)
وبلاگ :: یک وبلاگ
وبلاگ :: یک عاشقانه آرام(طاهره)
وبلاگ :: هزار و یکشب(خاتون)
وبلاگ :: نفس عمیق(نیوشا)
وبلاگ :: معلم هنر(همایون)
وبلاگ :: اس ام اس لاو
وبلاگ :: قلبی نارنجی (سرشار)
وبلاگ :: فرشته کوچولو(تبسم)
وبلاگ :: یه غریبه
وبلاگ :: ایران ما(فرزین)
وبلاگ :: دلبر وفا دار(درسا)
وبلاگ :: قاتی پاتی(نگار)
وبلاگ :: اسرار تاریخی(کیان)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
دل نوشته های داریوش
لینک دانلود آواز اساتید
ساز شناسی
بیوگرافی اساتید
اخبار جامعه موسیقی
دکلمه اشعار
بت چین
گلچهره
شب وصل
وبلاگ تخصصی
سایت :: دل آواز
سایت :: همشهری آنلاین
سایت :: خبرگزاری مهر
سایت :: سل
وبلاگ :: شهناز
وبلاگ :: دل آواز
وبلاگ :: سنتور
وبلاگ :: تحریر
وبلاگ :: آخرین جرعه جام
وبلاگ :: آواز
وبلاگ :: موسیقی سنتی
وبلاگ :: عاشقانه
وبلاگ :: تنبور
وبلاگ :: خداوندگار آواز : ایرج
وبلاگ :: همنوا با سوز ني
وبلاگ :: تنبور شمس
وبلاگ :: بيداد
*****فیلتر شکن قوی 1 ******
*****فیلتر شکن قوی 2 ****
********آپلود****
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM



hezaroyeshab

مرز پرگهر

hezaroyeshab

دل آواز

hezaroyeshab

یه غریبه

hezaroyeshab

هزارویک شب

hezaroyeshab

نفس عمیق

hezaroyeshab

موسیقی سنتی

تصنیف شیدایی ازآلبوم آستان جانان با صدای استاد شجریان و سنتور استاد مشکاتیان