![]() |
![]() |
|
|
برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت دل آواز مراجعه فرمایید منبع:سایت دل آواز گردآورنده اخبار هنری: ساحل |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام تیر 1386ساعت 13:58 توسط داريوش |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 23:32 توسط داريوش |
|
|
بنام حضرت دوست
راستش رو بخواهین نمیدونم از کجا شروع کنم فقط میدونم که یکی تو دلم بهم گفت که تو که
عاشق استاد هستی چرا از نزدیک نمیری استادو ببینی و بهترین فرصت برای تو هم همین
مراسم ختم مادر استاد هستش.
اصلا
مگه منو راه میدن که بتونم بینمشون اما بعد از کلی فکر و دو دو تا چهار تا کردن بلاخره
رضایت دادم که کارو زندگی رو ول کنم و به دنبال دلم برم.
شجریان.
بودم بگزریم از گنده دماقی اقای راننده که کلی ازش شاکیم اما شوق دیدن استاد همه این مسائل رو برام بی اهمیت میکرد.
زود تر برسم نکنه ادرسو پیدا نکنم بلاخره با کلای معطلی تاکسی نارنجی سرو کلش پیدا شد و بابت
رسوندن من به مسجد نور توی میدان فاطمی قیمت خون باباشو ازم گرفت.خلاصه ساعت 4
بود که رسیدم مسجد نور همین که پیاده شدم بدون معطلی دویدم که جا بگیرم نکنه جا بهم نرسه و بمونم پشت در اما دیدم که خبری نیست ای بابا نکنه اشتباه اومدم نکنه اینجا نیست از متولی
مسجد پرسیدم الان مراسمن ختم مادر استاد شجریانه؟گفت نه هنوز شروع نشده ساعت 6 شروع
می شه و گفت جانم تو چرا اینقدر هولی تازه یادم افتاد که 2 ساعت زود تر اومدم و هنوز
چیزینخوردم کنار مسجد نوریه ابمیوه فروشی بود رفتم یه بستنی سنتی و یه لیوان اب طالبی
گرفتم و هول هولکی شروع کردم به خوردن بعدشم رفتم تو مسجد و وضو گرفتم و نماز ظهر و
عصرمم خوندم و همون جا منتظر موندم تا شد ساعت ۵/۳۰دقیقهاز مسجد اومدم بیرون و رفتم
توی کوچه بغل مسجد در ورودی تالار مسجد وایسادم در همین زمان دوستان تهرانی
کرمونشاهیم رو دیدم که سرو دست میشکوندن برای دیدن استاد خیلی
شلوغ شده بود همه بودن و منتظر اومدن استاد. تا اینکه استاد شجریان با یه ماشین پرادومشکی
رنگ که خودش رانندگی میکرد به همرا استاد درخشانی رفتن توی پارکینگ مسجد . منم از
فرصت استفاده کرده و شروع کردم به عکس گرفتن. از پارکینگ که بیرون اومدن محافظ های
استاد که از شاگرداشون بودن دور استاد حلقه زدن و نمیزاشتن کسی نزدیک استاد بره استاد از نظر من نورانی ترین کسی بود که تا حالا دیده بودم برخلاف تصورم که فکر میکردم با
لباس مشکی ظاهر بشن استاد کت و شلوار مشکی و یپراهن ابی خوش رنگ و کراوات مشکی
پوشیده بودن و خیلی هم جوان و قبراق به نظر میرسیدن خلاصه به هر زحمتی بود چند تا عکس
هم با همون دوربین که قضیشو اخر سر براتو میگم گرفتم. استاد هم به همراه استاد درخشانی
رفتن توی اتاق انتظار که دم در مسجد بود جمعیت هم به دنبال استاد رفتن اما پشت در موندن و
محافظها نزاشتن کسی داخل بشه. منم که این صحنه ها رو میدیدم رفتم جلو که خواهش کنم اجازه بدن استادو ببینم اما هر چی گفتم
نشد که نشد خلاصه منتظر شدم تا استاد بیرون بیاد در همین زمان هم کلی ادم کله گنده اهل
موسیقی اومدن که من فقط چند تاشونو میشناختم استاد داریوش پیر نیاکان.استاد مشکاتیان .استاد
حسین علی زاده.استاد فرهاد فخرالدینی.استاد محمد اصفهانی. استاد حسام الدین سراج .استاد
حمید رضا نوربخش و.....کلی استاد بزرگ وار دیگه که من خجالت کشیدم چرا این اساتید رو
نمیشناسم.خلاصه بعد از یه نیم ساعتی استاد افتخار دادن و از توی جمعیت وارد سالن مسجد
شدن مشتاقان استاد که خودمم یکی از اونا بودم سر از پا نمیشناختن و مرتب میخاستن به استاد
نزدیک بشن اما محافظ ها نمیزاشتن اما من که ولکن نبودم و با هر زحمتی بود خودمو به استا
د رسوندم و تا نزدیک شدم دست مبارک استادرو غرق بوسه کردم و گفتم استاد من از کرمونشاه
اومدم و بهتون تسلیت میگم استاد هم یه نگاه پر از گریه و تعجب و عشق توی چشمای من کرد و
فرموندن از صمیم قلب سپاسگزارم . منم که سر از پا نمیشناختم اینهو انسانهای مسخ شده فقط
استادو نگاه کردم و با فشار جمعیت رفتم کنار .خلاصه رفتم و یه گوشه پیدا کردم و ارام نشستم و
همش به اون نگاه گرم استاد فکر میکردم. یعد از یه چند دقیقه ای قاری مسجد شروع کرد به
تلاوت قران در همین زمان هم جمعیت یکی یکی به استاد تسلیت میگفتن و میرفتن سر جای
خودشون می نشستن و با قراعت فاتحه مجلس ادامه پیدا کرد . از فرصت استفاده کرده و پیش
استاد حسین علیزاده که خدا عمرشو مثل عمر حضرت نوح کنه رفتم انسانی بسیار متواضع و
افتاده حالی بود اول چند تا عکس گرفتم وبعد هم رفتم جلو وکلی صورت و دستشونو بوسیدم
وگفتم استاد من از همشهریای استاد کلهر هستم و از اینکه شما رو اینجا میبینم کلی به خودم
افتخار میکنم وسوالی را که چند وقته اذیتم میکنه از استاد پرسیدم که چرا بعد از گذشت چند
سال کار با استاد شجریان دیگه با استاد کار جدیدی نکردن ایشان هم فرمودن ما که هنوز زنده
هستیم انشاالاه در اینده نزدیک دوباره همکاری خواهیم کرد منم دوباره دست مبارکشونو بوسیدم و
ازشون اجازه مرخصی گرفتم . این بار رفتم سراغ استاد محمد اصفهانی و چند تا عکس مشتی
گرفتم و به ایشون عرض ارادت کردم بعدشم رفتم سراغ استاد حسام الدین سراج که از نظر من
انسان بسیار افتاده و خون گرمی بود به ایشون هم عرض ارادت کردم در همین زمان مشتاقان
استاد شجریان یک لحظه ایشونو تنها نمیزاشتن و همینجور گلهای بوسه بود که به دست و
صورت استاد میکاشتن خلاصه حال و هوایی بود خدا رحمتت کنه مادر بزرگ وار که با رفتن
شما این شرایط فراهم امد که عشق تمام زندگیمونو از نزدیک ببینیم . همه داشتن عکس و فیلم میگرفتن شاید برای اینکه در زندگیشون هیچ وقت دیگه این لحظات
تکرار نشه برای همین هم می خواستن ثبتش کنن ما هم از قافله عقب نموندیم و شرع کردم به
عکس گرفتن از استاد. خلاصه اخرای مجلس شده بود که اساتید یکی یکی بلند شدن و به استاد
تسلیت گفتن و میرفتن منم حرصم گرفته بود که چرا زود تموم شد و الان استاد از پیشمون میره
ارام از جای خودم بلند شدم و یه نفس عمیق کشیدم و اون چیزی که باید به استاد بگم رو دوباره
پیش خودم تکرار کردم و توی ستون انتظار ایستادم تا دوباره به استاد تسلیت گفته و مجلس رو
ترک کنم نوبت من که شد دوباره خم شدم و دست مبارک استادو بوسیدم و بعدشم صورت
نورانیشونو بوسیدم و گفتم استاد من از کرمونشاه اومدم همیشه تو زندگیم دنبال این سوال بودم که بهترین لحظه توی
عمرم کی بوده اما الان با تمام وجور میگم استاد عاشقتون هستم و این بهترین لحظه توی تمام
عمرمه و سرمو روی قلبشون گذاشتم و قلبشو بوسیدم استاد هم سر منو بوسید و گفت
سپاسگزارم که این همه راه رو اومدین . منم گفتم استاد منتی نیست من شما رو با تمام وجودم
دوست دارم و بهتون تسلیت میگم .
خلاصه از محضر استاد مرخص شده و به حضور استاد همایون شجریان رسیدم
کلی صورتشونو بوسیدم و بهشون تسلیت گفتم و چند تا عکس باهاشون گرفتم و از محضر ایشان
هم مرخص شدم و رفتم توی حس و حال خودم تا اینکه مجلس با قراعت فاتحه نثار روح مادر
استاد به پایان رسید. استاد شجریان و استاد همایون به همراه محافظ ها از در پشت مسجد که به پارکینگ راه داشت
بیرون رفتن جمعیت هم از در جلوی مسجد بیرون امدن تازه فهمیدم چه جمعیتی اومده بود
خیابان رو کاملا بسته بودن همه خانواده استاد جلوی در مسجد بودن خواهرشون و برادرشون و
خانومشون و مژگان شجریان و افسانه شجریان رو شناختم و بهشون تسلیت گفتم . از افسانه
خانوم اجازه گرفتم که چند تا عکس بگیرم اما فقط اجازه یک عکس رو دادن منم تندی عکسمو
گرفتم و همینطور از مژگان شجریان عکسی گرفتم و گفتم یه قول به من میدید گفتن باشه بفرمایید
گفتم من یادم رفته با استاد بگم اما از طرف من بگید که ایشالا خدا ده سال رو از عمر من کم کنه
و به عمر استاد اضافه کنه و دوباره قول گرفتم ازشون که حتما به استاد بگن و ایشون هم قول
دادن که خدمت استادعرض کنن. خلاصه هوا کاملا تاریک شده بود منم که به خیال خودم کارم
تموم شده راه افتاد به طرف ترمینال که بیام شهر و دیار خودمون و همش توی این فکر بودم که
کلی عکس توپ گرفتم و میتونم توی وبلاگ ازشون به نحو احسن استفاده کنم الان که دارم این
مطلبو مینویسم تازه فهمیدم که تمام عکسام خراب شده و دوربینم دیگه کارایی لازم رو نداره
خلاصه کلی دمغ هستم اما از اینکه تونستم بعد از سالها شنیدن صدای استاد شجریان خود ایشان رو از نزدیک ببینم و
ملاقات کنم خوشحالم و اینو بزرگترین اتفاق توی عمرم میدونم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 10:56 توسط داريوش |
|
|
|
|||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:56 توسط داريوش |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:16 توسط داريوش |
|
وبلاگ مرز پرگهر مصیبت وارده را به استاد بزرگوار وجامعه هنری تسلیت می گوید.
|
|||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 22:0 توسط داريوش |
|
|
جان جهان دوش کجا بوده اي
ني غلطم در دل ما بوده اي آه که من دوش چه سان بوده ام آه که تو دوش که را بوده اي رشک برم کاش قبا بودمي چون که در آغوش صبا بوده اي زهره ندارم که بگويم ترا بي من بيچاره کجا بوده اي آینه اي رنگ تو عکس کسیست تو ز همه رنگ جدا بوده اي رنگ رخ خوب تو آخر گواست در حرم در حرم در حرم لطف خدا بوده اي <><><><><><><><><><><><><><><><><><> خواننده: استاد محمد رضا شجريان آهنگ ساز و نوازده سنتور: استاد پرويز مشکاتيان اجرا شده در دستگاه: نوا فرستنده:خواهر خوبم ساحل |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 19:18 توسط داريوش |
|
کیهان کلهر، آهنگساز و نوازنده کمانچه ایرانی است. دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزه گرمی شد. کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانوادهای کرد و موسیقیدوست در تهران چشم به جهان گشود. کار موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفهای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد. کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری «چاووش» همکار بود. در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتن اتاوا فارغالتحصیل شد. کیهان کلهر برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانیها تلاش بسیاری کرده است، همکاری وی با هنرمندان هندی از جمله «شجاعت حسین خان» (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک وی را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانیها دارد. او مدتی هم یکی از اعضای ثابت گروه دستان بود. او معتقد است: «موزیسین، موسیقیدان یا موسیقیشناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.» اجرای کنسرتهای مستقل به صورت بداههنوازی و همراهی با محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و همایو ن شجریان اغلب فعالیتهای این هنرمند نامی است. سه آلبوم زمستان است، بی تو به سر نمیشود و فریاد حاصل این همکاری است. وی همراه با نوازندهٔ باقلامای ترکیه اردال ارزنجان کنسرتهایی را هم در مناطق مختلف جهان در حال اجرا دارد و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام The Wind در شرکت ECM ارائه کرده است. آثار
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 21:53 توسط داريوش |
|
کمانچه کمانچه یکی از سازهای موسیقی است. این ساز جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم میباشد. این سیمها به موازات تمام طول ساز امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب میباشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی. کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برشهای از عاج تزیین شده است. معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچههای پشت بسته 28/5 و در کمانچههای پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازهها در کمانچههای نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچههای آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک میکنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد . پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام میرسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده میشود ولی شمار سیمهای آن از کمانچه بیشتر است. نوازندگان مطرح حال حاضر اين ساز عبارتاند از اردشیر کامکار، داود گنجهای، کيهان کلهر، سعيد فرج پوري، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، هادی منتظری و سینا جهان آبادی کمانچه با صدای تو دماغی مربوط به سبک قدیم این ساز و در واقع شیوهٔ کمانچه نوازی استاد اصغر بهاری است. اما امروز غیر از این سبک شیوهٔ کمانچه نوازی نوین هم وجود دارد که کیهان کلهر آن را بارورتر کرده.
شادروان خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران، کمانچه را تکامل یافته رباب می نامد: ساز اخیر رباب که اول دو سیم داشته و بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده است و با کمانه به صدا در می آمده و همان است که ما امروز کمانچه میگوییم. و به همین جا اضافه میکند از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است. قسمت اصلی کمانچه کاسه آن است که به صورتهای مختلف ساخته میشود. کاسه کمانچه هنوز از نظر جنس چوب، اندازهها و شکل یکسان و تثبیت شده نیست. از نظر شکل، کاسهها را به صورت کروی یا مخروط ناقص درست میکنند. کاسههایی که به شکل مخروط ناقص هستند اکثرا پشت باز ساخته میشوند. استفاده از این کمانچهها در قسمتهای مرکزی ایران به خصوص در لرستان متداول است. این کمانچهها صدایی پر قدرت و شفاف دارند و چون کاسهٔ سبک دارند، اجرای قطعاتی که نیاز به چرخیدن سریع کمانچه دارد بر روی این کمانچهها آسانتر است و این امتیازی است برای این نوع کمانچه. این کمانچهها اغلب سه سیم دارند ولی این روزها به تدریج دارای چهار سیم میشوند. کمانچههای پشت باز معمولاً از چوب توت و به صورت یک تکه ساخته میشوند. کاسههای کروی به دو صورت یک تکه و ترکهای هستند، در کمانچههای ترکهای کاسه از به هم چسبیدن ترکههایی که در روی قالب خم شدهاند ساخته میشود. ضخامت این کاسهها کم است و به همین دلیل کاسه سبک است و چرخیدن کمانچه به سهولت صورت میگیرد. کاسههای یک تکه از چوبهای مختلف ،معمولاً از گردو خراطی میشود. وزن کاسه از کاسههای ترکهای بیشتر و چرخش کمانچه تا حدی مشکل است.صدای این نوع کمانچهها زیاد مطلوب نیست، کمانچههایی ساخته میشود که تقریباً کروی است و از چوب توت به صورت دو تکه ساخته میشود، این کمانچهها چون دست باز هستند در تنظیم شکل و ضخامت و اندازههای دهانه کمانچه دقت بیشتری دارند و خوش صدا هستند. قطر بیرونی کاسه کمانچه موسیقی سنتی معمولاً 20 سانتی متر است، در حالی که در مناطق مختلف ایران اندازه کاسه کمانچه متفاوت است، ترکمنها کمانچه با کاسههای بسیار کوچک می سازند. در نقاط دیگر دنیا نیز که سازهایی شبیه به کمانچه ما دارند کاسهها کوچک و غالبا از پوست نارگیل ساخته میشود. دسته کمانچه بر خلاف کاسه تقریباً در یک شکل ساخته میشود. جنس دسته از چوب گردوو شکل آن مخروط ناقص و قطر آن در شیطانک 37 میلی متر و در محل اتصال به کاسه 31 میلی متر است. طول دسته کمانچه 31 سانتی متر است. در گذشته کمانچه دارای سه سیم بوده است، گاهی دو سیم اول و دوم مضاعف انداخته می شد و احتمالاً در تبعیت از ویولن به چهار سیم تبدیل شده است. بنابراین چهار سیم و در نتیجه چهار گوشی بر روی دسته کمانچه قرار میگیرد، و این سیمها پس از رد شدن از روی شیطانک و عبور از روی دسته و کاسه به سیم گیر وصل میشوند. بر روی دهانه کمانچه پوست کشیده میشود و این پوست معمولاً پوست دل گاو، پوست ماهی، پوست آهو و غیره میتواند باشد. خرک بر روی پوست قرار میگیرد و سیمها با فشار خرک را به پوست می چسبانند. کمانچه به وسیله یک پایه که در قسمت سیم گیر به کاسه وصل شده است، روی پای نوازنده قرار میگیرد. آرشه کمانچه، که اسم اولیه اش کمانه بوده است، تشکیل شده است از یک چوب که از یک طرف انحنا دارد با بلندی 60 سانتی متر و موی دم اسب. موی آرشه کمانچه بر خلاف سازهای زهی غربی بر روی چوب محکم کشیده نمیشود، بلکه نوازنده است که به هنگان نوازندگی به تناسب احساس فسار را بر روی سیم تغییر می دهد. چگونگی صدای کمانچه به عواملی بستگی دارد که بعضی از آنها از این قرارند: جنس چوب، ضخامت در نقاط مختلف کاسه، شکل کاسه، اندازههای کاسه، چگونگی سطح کاسه از نظر تراش، نوع و ضخامت پوست، جنس و شکل و اندازه و محل قرار گرفتن خرک، چگونگی شیطانک، جنس سیم، زاویه اتصال دسته به کاسه. برای ساختن کمانچهای با صدای دلخواه ضمن در نظر داشتن عواملی که گفته شد سالها تجربه لازم است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 21:21 توسط داريوش |
|
استاد حسین علیزاده استاد حسین علیزاده در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت . پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد. در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت. و از فصل هنری 1352-51 با گروه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد. او خود نیز همیشه در جست و جوى راههاى دیگرى بوده که دیگران نرفته اند در این سالها علیزاده استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرم هاى گذشتگان نکرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد علیزاده بر خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملا" سنتی آن می پردازند، نوآوری هایی داشته است. مانند ابداع مقام داد وبیداد ( گوشه داد از ماهور و بیداد از همایون، آلبوم های راز نو با همکاری گروه هم آوایان و زمستان است با صدای استادشجریان) همچنین اجرای پلی فونیک آواز ایرانی ( رازنو، آوای مهر و ...) استاد علیزاده در سال های اخیر در آلبوم های "زمستان است" ، " بی تو به سر نمی شود" و "فریاد" با استادشجریان ،کیهان کلهر و همایون شجریان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همکاری داشته است. فعالیت های هنری استاد: فعالیتهای آمورشی : آثار آموزشی: |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 14:13 توسط داريوش |
|
تار تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته میشود. تار درایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانندآزربایجان و ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان بکار میرود.
از لحاظی ساز تار به سه تار نزدیک است. از لحاظ شیوهٔ نوازندگی زخمهٔ عادی در تار به صورت راست (از بالا به پایین) است ولی در سه تار بلعکس است (از پایین به بالا). همچنین از نظر تعداد پردهها نیز با هم شباهت دارند. صدای تار به دلیل وجود پوستی که روی آن است از شفافیت خاصی برخوردار است. به خصوص سازهایی که ساخت قدیم هستند از شیوهٔ صدای دیگری برخوردارند. از نوازندگان اين ساز مي توان به استادعلی نقی وزیری،،استاد جلیل شهناز ،استادمحمدرضا لطفی،استادحسین علیزاده ،استاد فرهنگ شریف ،استادفریدون حافظی، ،استاد موسی معروفی ، استاد عطا جنگوک، استاد داریوش طلایی، استاد علی اکبر شهنازی استاد هوشنگ ظریف استاد داریوش پیرنیاکان، استاد فروغی کرمانی،حميد متبسم و بسیاری دیگر اشاره نمود. از سازندگان به نام این ساز در دوران قاجار میتوان از یحیی اول و یحیی دوم و عباس و جعفر صنعت و بعد از آنها به رمضانعلی شاهرخ نام برد و در دوران ما از استاد ابراهیم قنبری مهر. سازهای ساخت دست این استادان هم از لحاظ صنعت و زیبایی وهم از لحاظ صدادهی ستودنی است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 13:55 توسط داريوش |
|
|
دستگاههاي موسيقي ملي ايران (قسمت دوم ) همايون آوازي است با شكوه مجلل و آرام و در عين حال بسيار دلفريب گفتار همايون با كمال مهارت انجام ميگيرد و سعي بر نصيحت كردن شنوده دارد همچنين تجربه و پختگي بيانش ماهرانه است ولي كسي جرات تكلم در برابر او ندارد به قول مرحوم روحالله حالقي همايون ناصحي است مشفق و مهربان كه با كمال شرم آزرم با مستمعين خود مكالمه ميكند و دردو دل ميكند و با بياني شنوا همچنان نصيحت ميكند و پند ميدهد كه هيچ سخنران را اين مهارت و استادي نيست آواز همايون از ساير آوازهاي شور است همايون مجموعه اي از احساسات لطيف عالي و روحاني است غم واندوه در همايون ظاهر نميشود . همايون چون دشتي ناله نميكند و ضجه نميزند او چون تجربه داران ناب تحمل ميكند و اندوه او دروني است ناله با دل مردماني به كار آيد كه آزموده و با تجربه باشند گاه فريادي از ته دل ميزند زود لحن و حوزه را عوض كرده شنونده را تسليت ميدهد و آرامش. در اثر شنيدن اين آواز انسان غرق در عالم تفكر ميشود و چنان محو حقيقت خواهد شد كه خود به خود از عالم مادي خارج گشته پا به عرصه عالم حقيقت وجود خواهد گذاشت به راستي كه كلمه همايون كاملا برآزنده اوست . گونه ها و گوشه هاي دستگاه همايون عبارتنداز در آمد – مواليان- چكاوك – بيداد- كرشمه- ني داوود- باوي- ليلي و مجنون – طرز- نوروزعرب- نوروز صبا – نوروزخارا- فرهنگ- زابل- بيات غم – بحر نور- عزال- دناسري – زنگوله – عشاق- شوشتري- بيگي- مرودشتي- بهبهاني-منصوري- بختياري – موالف- تبريز و جامه دران- دستگاه همايون به آوازهاي بيات اصفهان گاهي شوشتري و منصوري تقسيم ميشود آواز بيات اصفهان از آوازهي قديم ايراني است كه نام آن در كتابهاي گذشته هم به ميان آمده بيات اصفهان آوازي جذاب و گيرا است در عيت حال كه هيچ كدام از صفات شور و همايون را ندارد در زمان شنيدن اين آواز انسان زياد غمگين و آزرده خاطر نخواهد شد همانطور كه خوشحال هم نخواهد شد بنا براين آواز اصفهان ريتمي بين شادي و غم دارد گوشه ها و گونه هاي آواز اصفهان عبارتند از : در آمد – كرشمه جامه دران بيات راجع – حزين – عشاق شاه ختايي – رهاب – سوزو گداز و راز و نياز چهار گاه چهارگاه از نظر علمي مهمترين مقام موسيقي ايران است اين آواز نماينده جامع و كاملي از تمام حالات و صفات موسيقي ايراني است به طوري كه تمام صفات عالي و ممتاز گامهاي ايراني را مي توان در چهار گاه بطور كلي پيدانمود. اين صفات ممتاز باعث شده كه سه گاه را سرسلسله گامهاي ايراني دانست لازم به ذكر است چون در موسيقي فرنگي شبيه به اين گام وجود ندارد لذا ميتوانيم با داشتن اين چنين گامي كه نشان دهنده غني بوده موسيقي ايراني ميباشد بر خود بباليم . چهارگاه هانند انسان بالغ و كاملي تمام صفات و مختصات عاليه اي را داراست و تاب مقاومت در برابر مصائب را دارد .ذوق او هرگز خاموش نمي شود و از زندگي عارفانه و خالي از تكبر حكايت ميكند البته گاهي ناملايمات و ناكامي ها ي زندگي متاثر شدهباران اشك را از ديدگان جاري ميسازد با وجود اين هم شادي ميكند و هم گريه و زاري به اين صورت كه در آمد چهارگاه شاد و خندان و متين ميباشد (مانند ماهور)آواز زابل حالت غم اغلب آوازهاي ما را دارد آواز مخالف شكايت آميز ونصيحت كننده است همچون همايون آواز مويه و منصوري غم انگيز و محزون است به همين جهت چهار گاه را مهم ترن مقام موسيقي ايران ميدانند .گوشه هاي مختلف دستگاه چهارگاه عبارتند از : در آمد- مويه –مويه صغير – زنگ شتر – پنجه مويه – بسته نگار – حصار – نغمه – دوتايكي-پس حصار – معربد- مخالف- حاجي حسيني –مغلوب-حزين- حدي- متن-پهلوي – رجز – غزال- كهكيلويه- لزگي- حاشيه –شهر آشوب- منصوري- زنگوله – پيش زنگوله – زابل – كرشمه.
سه گاه سه گاه از نغمه هاي قديم ايران بوده و نام آن در كتابهاي تارسخ موسيقي نيز آمده كلمات يك گاه و دوگاه – سه گاه – چهارگاه و پنج گاه- در موسيقي ايران مذكور بوده است گاهي هم به ندرت كلمات شش گاه – هفت گاه به آن اضافه گرديده است كه احتمالا اين اصطلاحات هفت گانه در جات گام بوده است . برخلاف اعتقاد بعضي ها كه سه گاه را مربوط به تركها ميدانند اين آواز ريشه كاملا ايراني دارد البته سه گاه در ميان تركها از جمله ميان اهالي آذربايجان و قفقاز استعمال زيادي دارد و آنها در خواندن اين آواز مهارت دارند حزن و اندوه شديدي در حين خواندن بروز ميدهند اما فارسي زبانان اين آواز را طوري ديگر مي خوانند كه انهم با حزن و اندوه همراه است .البته اين تاير و تالم به پاي آذري ها نمي رسد. سه گاه آوازي بينهايت غم انگيز است و حزن آور با تاثير و تالم بسيار است .به طوري كه ضجه هايش آدمي را به انتهاي درجه شوز و گداز مي آورد ريشه اش را مي سوزاند و از دل او آتشي سوزان به وجود مي آورد اين آواز مجموعه اي از ناله هاي غمناك عاشقان هجران كشيده كه در گذشته دور بوده اندو آنان با به يادگار گذاشتن اين نغمه ها به ايندگان خود مي فهمانند كه روزگاري اين خاك وبوم دچار مصائب و آلامي سخت بوده .اكنون با گذشت زمان اين احساسات آنان را در سه گاه به خوبي مي توان حس كرد.گوشه هاي دستگاه يه سه گاه عبارتند از : در آمد – مويه –زنگ شتر- پنجه مويه- پر پرستو – بسته نگار- پس حصار – نغمه- زابل-دوستي – حصار-معربند- مخالف- حاجي حسيني – مغلوب- خزن- عزال –پيش زنگوله- زنگوله- كرشمه – فرود به سه گاه – مداين. ماهور ماهور يكي ديگر از دستگاهاي ايراني است گام بزرگي به حساب مي آيد كه طبيعي ترين گام و اساس موسيقي فرنگي است ماهور آوازي با وقار و با طمانينه است به طوري كه خواننده اين آواز ابهت و شكوه خاصي را به شنونده القا ميكند و آهنگ سازي براي بيان شجاعت ها و دليري از اين آواز استفاده مي شود.آواز شكسته و دلكش كه در ماهور بكار مي رود بيشتر به نغمه هاي موسيقي شرقي شبيه است تا به مقدمات در آمد ماهور آواز عراق كه معمولا قسمت زير و اوج ماهور است لطف خاصي را به اين آواز ميدهد اين آواز بيشتر با چهچهه هاي خواننده همراه است و براي هنر نمايي او استفاده ميشود.از آنجايي كه عمدتا مردم موسيقي غمگين و حزن آور را دوست دارند كمتر به ماهور توجه ميكند بيشتر به شور و سه گاه روي مي آورند با وجود اين ماهور قرين موسيقي فرنگي است معمولا در بين جوانان جايگاه خاصي دارد بر خلاف تصورآنان كه موسيقي ايراني را هميشه غمگين و اندوهناك مي پندارند ماهور طرب انگيز و با نشاط است
گوشه هاي دستگاه ماهور عبارتند از : كور اغلي- خاوران- كرشمه- گشايش – خسرواني – حاجي حسيني – دادحزين- شهر آشوب- دوتا يكي- طرب انگيز- نيشابورك- طوسي- نصير خاني- چهار پاره- آذر بايجاني – فيلي- زيرافكن – ماهور صغير- ابول حصار- ماهور- زنگوله- نيريز- راك- راك كشمير- راك هندي-صغير راك-نغمه راك – راك عبدالله- شكسته- نهيب- اصفهانك- سروش- عراق- محير- آشور- بسته نگار- خوارزمي- مثنوي- ساقي نامه- صوفي نامه- حربي.
نوا يكي ديگر از دستگاههاي هفت گانه ايران نواست كه در بعضي از كتب به عقيده بعضي از اساتيد موسيقي ايران نوا زير مجموعه اي از شور است اين نظريه از نظر علمي صحيح است ولي براي پي بردن به علت آن بايد با اصول كلي موسيقي ايراني آشنا گرديد . نوا آوازي است در حد اعتدال كه اهنگي ملايم و متوسط دارد نه زياد شاد است و نه زياد حزن آور زماني كه از كار روزانه فارغ مي آييد شنيدن آهنگي در نوا بسيار دلچسب خواهد بود معمولا نوا را آواز خوب گفته اند و آخر مجلس مي خوانند .در حقيقت نوا نصيحت كننده اي چيره دست است كه با توجه به داشتن بياني شگفت انگيز نصايح خود را به شنونده القا ميكند معمولا اشعار عارفانه مثل اشعار حافظ را براي نوا انتخاب ميكنند . كه تاثير بسيا زيادي در شنونده ايجاد مي كند گوشه هاي نوا عبارتند از : در آمد -كرشمه - گردانه- نغمه- بيات راجه- حزين – عشاق- عراق- محير- آشور –بسته نگار – اصفهانك –زنگوله – گوشت- عشيران- خجسته- حسيني- ملك حسني-بوسليك- نيريز صغير و كبير- رهاوي- مسيحي- ناقوس-شاهخياي-تخت طاقدوس- نستاري.
راست پنجگاه راست پنجگاه تركيبي از ساير مقامات موسيقي ايراني است چنانكه مي توان در اين آواز به تمام مقامات ايراني وارد شد از اين رو مي توان تمام احساساتي را كه در دستگاه هاي موسيقي ايراني وجود دارد با راست پنجگاه به وجود آورد .راست پنجگاه حالت خاصي از خود ندارد تنها بعضي از گوشها در جاي ديگر وجود ندارد مر بوط به آن است مانند ماورا النهر و سپهر و ... بنا براين هر قسمت اين آواز حالات نغمه هاي ديگر را نشان ميدهد و به همين جهت راست پنجگاه آواز كاملي است زيرا داراي تمام صفات و حالات آوازهاي ديگر نيز هست.گوشه هاي راست پنجگاه عبارتند از : زنگ شتر –زنگوله صغير و كبير- پروانه- نغمه – خسرواني – روح افزار – نيريز – پنجگاه –سپهر – عشاق – زابل- بيات عجم- بحر نور- قرچه- نهيب- عراق- محهير- آشور – اصفهانك- حزين- كرشمه- طرز- ابوالچپ- ليلي و مجنون-راك- راك نغمه- نغمه راك- ماوراالنهر- راك هندي- راك كشمير- راك عبدلله- لوروز عرب-لوروز خارا-لوروز صبا- حربي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 22:33 توسط داريوش |
|
|
موسیقی اصیل ایرانی بر پایه علم الادوار استوار بوده است بنحوی که موزیسین های قدیمی الحان موسیقی را بر اساس بروح دوازگانه بر دوازده مقام و 24 شعبه تقسیم می کردند .در وایل دوره قاجاریه نیاز تغییر الحان و مقامات قدیم موسیقی ایران به شکلی تنظیم و نهادینه تر احساس میشد. میرزا عبدالله فراهانی که پسر آقا علی اکبر فراهانی و پدر استاد احمد عبادی بوده اند با همتی بالا دست به این مهم زده اند و دستگاهای موشیقی ایرانی را به شکل امروزی تنظیم نموده اند 7 دستگاه و 5 آواز هفت دستگاه عبارتند از : 1- شور- 2- همایون- 3- سه گاه- 4- چهارگاه- 5- راست پنجگاه- 6- نوا -7- ماهور. و پنج آواز عباتند از : 1- دشتی – 2-افشاری – 3- بیات ترک (بیات زند)- 4-ابوعطا که این چهار آواز مشتق از دستگاه شورمی باشند یعنی در عین استقلال خود در مورد حال و هوا . خصوصیات . گوشه ها . موتیوها و ملودی ها به یک دستگاه وسیع بنام شور متکی هستند . آوازهای چهار گانه یاد شده دارای گوشه های فرعی نیز هستند چنان که حجاز از فروع ابوعطا میباشد . بیات ترک به دوگاه مهدی ضرابی تقسیم میشود و غم انگیز و گیلکی و چوپانی ار مشتقات دشتی میباشند پنجم آواز بیات اصفهان که مشتق از دستگاه همایون می باشد.
ردیف : انواع اجزائ و ترتیب خاص اجرای هریک از گوشه های یک دستگاه را ردیف گویند . وجوه پنجگانه صدا : 1-وسعت صدا 2-شدت یا ضعف صدا (حجم صدا) 3-رنگ صدا (شخصیت صدا) 4-جنس صدا 5-تسلط داشتن بر صدا 6-عطر صدا که بر خواسته از شخصست ذاتی و خاکی خواننده و در ارتباط با سروش انسان
گوشه : موسیقی ایرانی از تعدادی ملودی کوتاه به نام گوشه تشکیل شده که هریک از آنها بازگو کننده ای خاص است گ.شه آهنگی است که در فاصله 5/1یا یک دانگ ادا می شود و عموما از جند نت تجاوز نمی کند هم چنین دارای تقسیمات جز نیز نمی باشد.این گوشه ها در واقع ملودی های محلی و روستاسس هستند که مویسقی دان های بزرگ ایرانی آنها را از گوشه و کنار کشور جمع آوری و حفاظت کرده اند .گوشه ها بنا بر همگونی و اشتراک حالات و توانی نت هایشان به مجموعه هایی دسته بندی می شوند که به آنها دستگاه می گویند . دستگاه به آوازی گفته میشود که طرز نشستن درجات گام و فواصل جز ئ آن شباهت به گام دیگری نداشته باشد. هر دستگاه میتواند از چند یا چندین گوشه تشکیل شود.
1- شور شور در عین حالی که از بزرگترین دستگاه موسیقی ایرانی به شمار میرود متداولترین آواز در بین عامه مردم ایران است چنان که هرگاه بخواهیم آوازی را زیر لب زمزمه کنیم ناخودآگاه وارد دستگاه شور میشویم . آواز شور از جذبه و لطافت خاصی برخورداراست که بسیار شاعرانه و دلفریب میباشد این آواز از ملال و حزن درونی حکایت میکند و برای ابراز احساسات از قبیل عشق و محبت و عاطفه و ترحم و ... بسیار مناسب است آواز شور ریشه عمیق در فرهنگ ایرانی دارد که بیانگر روح عارفانه و منصوب به ایرانی است نشستن در دامن طبیعت و در زیر نور مهتاب در کنار جوی آبی و در سکوتی آرام بخش مکمل روح خیال انگیز آواز شور میباشد .مقام شور به چهار آواز اصلی و مستقل تقسیم میگردد الف : ابوعطا : ابوعطا آوازی است کوچه بازاری که د ر بین عامه مردم رواج فراوان دارد و از لطافت و زیبایی خاصی نیز برخوردار است گام اول ابو عطا شبیه شور است و تنها اختلاف آن در توقف مکرر روی درجه چهارم میباشد نت شاهد و درجه دوم (نت الیت )میباشد.که سبب ایجادریتم خاصی برای آواز ابوعطا ووجه تمایز آن با شور شده است. گونه ها و گوشه های اواز ابوعطا عبارتند از در آمد – کرشمه –حجار – شیخی – بسته نگار – بغدادی – دوبیتی – شمالی -چهارباغ – و گبری. حجار لحن مخصوص عربها است و در کشور ما برای خواندن قران و مناجاتهای مذهبی به کار می رود . ب: بیات ترک آواز بیات ترک مانند ابوعطا بازاری و مورد علاقه مردم است این آواز حالت یکنواختی دارد و شنونده ای را که عادت به تنوع در موسیقی داشته باشد خیلی زود خسته میشود چنانکه نوازنده یا خواننده ای با مهارت این آواز را اجرا کند نه تنها خسته کننده و کسالت آور نخواهد بود بلکه بسیار شنیدنی و لذت بخش خواهد بود .قطعه بیات ترک اثر ایتاد فقید ابوالحسن صبا یکی از نمونه های نادر این آواز میباشد که در نوع خود بسیار شنیدنی و درخور توجه میباشد. کلمه بیات ترک برخلاف تصور که آن را متعلق به جماعت ترک میدانند آوازی صد در صد ایرانی است زیرا روح و احساس ترک کاملا مغایر با این آواز میباشد و در هیچ کجای موسیقی مردم ترک زبان حتی نشانی از وجوه این نوع آواز به چشم نمی خورد معلوم نیست که از چه روی و درچه زمانی به آن بیات ترک گفته اند ؟ بیات ترک را طبق نظریه مورخان پیش از این بیات زند نیز می خواندند.گونه ها و گوشه های آواز بیات ترک عبارتند از: در آمد- کرشمه – خسروانی – جامعه درا ن – دوگاه روح الا روح – محمد صادق خانی – مهربانی –مهدی ضرابی – قطار – نغمه – قرایی و فرود. ج:افشاری اولین آواز متاثر کننده و دردناک ایت که سخن از درد و اندوه درونی دارد بنابراین برای بروز تاثرو اندوه درونی بزرگ درونی افشاری بهترین است چنانکه بی وفایی یار – شکوه از ناجوانمردی روزگار – غم هجران و یا ناامیدی درون را با افشاری بیان میککند این آواز گاهی شنونده را چنان اندوهناک و متاثر میکند که با فریاد جانگدازی تالم و آزردگی خاطر او را بر می انگیزد.بعد از اینکه آواز افشاری شنونده را از تاثیرخود آگاه نمود به کمک رهاب سعی بر بر نصیحت او میکند و همچنین نصیحت بر فرزند خود او را از نااهلان و نامردی ها آگاه میکند به درس درست زندگی کردن می آموزد. افشاری به وسیله رهاب بشارت پایان یافتن مصائب را میدهد و میآموزد که همیشه بعد از سختی و مشکلات خوشی و راحتی پدید می آید رهاب آوازی است که در آخر افشاری نواخته میشود و به این ترتیب افشاری با ورورد به رهاب پایان میپذیرد.این ریتم نصیحت آمیز رهاب درست برعکس افشاری میباشد گونه ها و گوشه های آواز افشاری و همچنین طور گوشه های آن عبارتند از: در آمد –کرشمه- جامه دران- بسته نگار – نهیب – عراق – رهاب و مسیحی
دشتی دشتی یکی از زیبا ترین متعلقات مقام شور میباشد مه آن را آواز چوپانی ایران مینامند . این آواز با اینکه غم انگیز و دردناک است در عین حال بسیار لطیف و ظریف میباشد معمولا اهالی و مردم روشتانشین و ساکنان مناطق بکر و خوش آب و هوا با بافت زندگی روستایی در هر کشوری دارا ی موسیقی محلی به سبک زندگی و فرهنگ خودشان میباشد بنابراین آواز دشتی حکایت از زندگی ساده صحرا نشینی و دنیای پاک و بی آلایش زندگی چوپانی دارد حکایت از آوای چوپانی نشسته در کنار جویبار در کنار گله گوسفندهایش و آمیخته با مناظر زیبای طبیعت – عطر خوش بوی علفزار و عشق پاک وبی ریا – گویی گوسفندانش از بیم مرگ نصیحت میکند به همین دلیل آواز دشتی را آواز چوپانی ایران نامیده اند . احتمالا اصل این نوع آواز همان طور که از اسمش پیداست به گله داران و چوپانان ناحیه دشتستانواقع در استان فارس تعلق دارد .امروزه این نوع آواز وسعت بیشتری پیدا کرده و در شما ایران با تغییر شکل مختصری به نغمه گیلکی در آمده است آواز گیلکی در بین مردم گیلان رواج فراوان دارد و اهالی این خطه در خواندن نغمه گیلکی مهارت زیادی دارند . آواز دشتی گونه ها و گوشه هایی دارد به قرار زیر در آمد- حاجیانی – بیدگانی – چوپانی – دشتستانی –غم انگیز – دیلمان گیلکی-کوچه باغی و سلمی . با شناخت چهار آواز دستگاه شور به اسامی گونه های این این دستگاه میپردازیم . : مقدمه- درامد اول – درامد دوم – در آمد سوم - در آمد چهارم –کرشمه -رهاب - نغمه – دوبیتی – زیر کش – سلمک – فلاباری-پنچه کردی – محمد صادق خانی – مجلس افروز – صفا- خارا- گلریز- حزین- فجر- عزال- شهناز- گریلی –رضوی – قرچه – عقده گشا- حسینی- بزرگ و کوچک –بیات کرد –گریلی شستی و هشزی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 23:21 توسط داريوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ مرز پرگهر
وبلاگی برای شناساندن هنر والای موسقی ایران زمین و تلاش در جهت فراموش نشدن میراث کهن گذشتگان این اب و خاک و همچنین در جهت دست یافتن به ارزش های والای انسانی امیدوارم دوستانی که به این محفل دوستانه سری میزنند از نظرات ارزشمند خویش ما را در جهت بهبود کیفیت یاری نمایند سپاسگزارم |
| وبلاگ دوستان |
|
نقشه مرزپرگهر وبلاگ :: میهن وبلاگ :: هوانورد وبلاگ :: عشق مرده (جواد) وبلاگ :: دانلود فقط دانلود وبلاگ :: ادبیات و موسیقی(سارا) وبلاگ :: دوستداران کوروش وبلاگ :: حکایت دل (محمد) وبلاگ :: جیک جیکهای الهام(طنز) وبلاگ :: یک وبلاگ وبلاگ :: یک عاشقانه آرام(طاهره) وبلاگ :: هزار و یکشب(خاتون) وبلاگ :: نفس عمیق(نیوشا) وبلاگ :: معلم هنر(همایون) وبلاگ :: اس ام اس لاو وبلاگ :: قلبی نارنجی (سرشار) وبلاگ :: فرشته کوچولو(تبسم) وبلاگ :: یه غریبه وبلاگ :: ایران ما(فرزین) وبلاگ :: دلبر وفا دار(درسا) وبلاگ :: قاتی پاتی(نگار) وبلاگ :: اسرار تاریخی(کیان) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته های داریوش لینک دانلود آواز اساتید ساز شناسی بیوگرافی اساتید اخبار جامعه موسیقی دکلمه اشعار بت چین گلچهره شب وصل |
| وبلاگ تخصصی |
|
سایت :: دل آواز سایت :: همشهری آنلاین سایت :: خبرگزاری مهر سایت :: سل سایت :: شهاب نیوز وبلاگ :: دل آواز وبلاگ :: سنتور وبلاگ :: تحریر وبلاگ :: آخرین جرعه جام وبلاگ :: آواز وبلاگ :: موسیقی سنتی وبلاگ :: عاشقانه وبلاگ :: تنبور وبلاگ :: خداوندگار آواز : ایرج وبلاگ :: تنبور شمس وبلاگ :: نوای ایرانی وبلاگ :: بيداد ********آپلود**** سایت :: کتابخانه مجازی سایت :: آرام جان وبلاگ :: چهره به چهره وبلاگ :: گروه موسیقی مهرگان سایت :: BBC سايت :: ماهيگيران |
|
RSS
|