تبليغاتX
مرز پرگهر.....موسيقي اصيل ايراني/استاد محمد رضا شجریان

 

خسرو آواز 

من ترک مهر اینان در خود نمیشناسم...........بگزار تا بیاید بر من جفای انان

روشن روان عاشق از تیره شب ننالد .....داند که روز گردد روزی شب شبانان

باور مکن که من دست از دامنت بدارم ........شمشیر نگسلاند پیوند مهربانان

 

 

امروز برای پنجمین جلسه است که من کلاس آوازمو ترک کردم

یعنی درست یک هفته قبل از کنسرت استاد شجریان تا حالا.

امروز هم قصد داشتم بعد از این غیبت چند جلسه ای برم و حرفام رو

بزنم و دیگه اون مکان برای تعلیم اواز ترک کنم اما .......

 

اما امروز در بر ان شدم این پست رو قلمی کنم

و براتون از افکار و حس درونیم بگم

ماجرای ترک کلاس زیاد مهم نیست حرفای که شنیدم هم زیاد مهم نیست چون با یه

 حساب سر انگشتی معلومه از روی نادانی و جهل مرکب دوستان به ظاهر اهل دل

بوده .

بگذریم چون من اصلا خوشم نمیاد اسم کسی رو به زبان بیارم یا خدای نکرده بخام با

 ابروی کسی بازی کنم

اما هر چه بود و هر چه هست از قدرندونستن و کوچک کردن بزرگان برای نشون دادن

بزرگی خویش حکایت میکرد .

دیر زمانیست که خداوند عالمیان بلبلی را بر فراز این مرز پرگهر قرار داده تا نغمهای

اهورایی سر دهد و اسرار الهی هویدا کند.

بر همه ماست که قدر ایشان را دانسته و کفران نعمت نکرده که گناهیست نا

بخشودنی در درگاه احدیت.

 

 

استاد شجریان رو من با کاست یاد ایام شناختم

دوش می امد و رخساره بر افروخته بود......تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود

رسم عاشق کشی و شیوه شهر اشوبی.... جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود

 

 

با پبام نسیم زندگی کردم

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار.....ببر اندوه دلو مژده دلدار بیار

نکته روح فزا از دهن دوست بگو ....نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار

 

 

با معمای هستی گریه ها کردیم در خلوت خود.

به تیغم گر زنی دستت نگیرم ماه من ای سرو بلند بالا

رویت را به ما بنما

وگر تیرم زنی منت پزیرم ماه من ای سرو بلند بالا

رویت را به ما بنما

بنازم چشم مستت را......... نبینم من شکستت را

با کاست بیداد ...........با دستان.......با همایون مثنوی....... با ارام جان.........با رباعیات خیام.........

با شب وصل............ دل مجنون.............با در خیال...........با دود عود..........با اسمان عشق

با................

 

هر کدوم از کارای استاد یه شاهکار هنریه که اگه در سر زمین دیگه ای بود برای اون

چه کارایی که نمیکردن

اما این شناخت من فقط از دور بود فقط از راه ارتباط کلامی و یک طرفه تا وفتی که به

خدمت استاد رسیدمو از نزدیک زیارتشون کردم

بعدشم که کنسرت و قص الاهذه.......

صحبت کردن در مورد هنر استاد در حد من نیست و اصلا نمیتونم تصور کنم روزی که

بخوام در مورد کار استاد نظری بدم .

اما از عشقم وارادت گفتن به استاد و کار ایشون و هنر ایشون و صد البته روح معنوی

ایشون فکر نکنم ایرادی داشته باشه .

استاد شجریان برای من یه قدیسه اون فقط به هنرمند و یا خواننده نیست روح بزرگ

استادشجریان ایشونو از همه هنرمندان متمایز میکنه

نه اینکه خدای نکرده دیگر هنرمندان معنویتی ندارن نه اصلا اما همه اهل هنر و حتی

همه خوانندگان بزرگ میدونن که جنس استاد زمینی نیست اون اسمانیه

برای رسیدن به استاد باید اسمانی باشی باید پرواز کنی باید ریاضت بکشی تا بتونی

و بفهمی که استاد کیه و در چه عالمی سیر میکنه .

پس به همه ما اهالی مرز پرگهر واجبه که در مورد گفتار و کردار و نظراتمون بیشتر

دقت کرده و تا خدای ناکرده مارا زر ناشناس نخوانند.

 

خداوند عالمیان عمر استاد شجریان رو جاودانه کنه

 

امین با رب العالمین

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 17:55  توسط داريوش | 


شب وصل

 

نام آلبوم : شب وصل
دستگاه : ماهور
خواننده : محمد رضا شجریان
تار : داریوش طلایی
تنبک : همایون شجریان
کمانچه : سعید فرج پوری

كنسرت ماهور

پيش درآمد ماهور استاد سعيد هرمزي
سازوآواز غزل حافظ
 تصنيف شب وصل آهنگ : درويش خان

شعر : ملك اشعراي بهار

سازوآواز غزل سعدي
  تصنيف قديمي شنيدم ماهي
سازوآواز غزل سعدي
  تصنيف قديمي زدست محبوب
قسمتي از رنگ شهرآشوب رديف ماهور

 

دانلود تصنیف زدست محبوب

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 13:14  توسط داريوش | 
محمد رضا لطفی

 

محمد رضا لطفی

 

محمد رضا لطفی در سال 1947 و در شهر گرگان دیده به جهان گشود. با دلگرمی برادر بزرگتر خود شروع

به نواختن تار نمود و در سال 1964 با کسب مقام نخست نوازندگی تار در فستیوال نوازندگان جوان استعداد

خویش را در این ساز نشان داد. در همین ایام تحصیلات خود را در دانشگاه هنر های زیبا و زیر نظر حبیب

الله صالحی و علی اکبر شهنازی شروع کرد. هزمان با این به تحقیق بر روی موسیقی کلاسیک غرب و

 یادگیری ساز ویولن نیز پرداخت و توانست به ارکستر ملی موسقی ایران که ریز نظر حسین دهلوی بود راه

پیدا کند. از اساتید بزرگ وی می توان از عبدالله دوامی که ردیف و حسین دهلوی که سه تار را به وی آموخت

 نام برد.همزمان با دانشگاه زیر نظر استاد نورعلی برومند نیز تحصیل تار می کرد. پس از فارغ التحصیل

شدن از دانشگاه به مقام استادی همان دانشگاه در آمد. وی همکاری با رادیو و تلوزیون را ادامه داد و در همین

 اثنا گروه شیدا را پایه گذاری کرد. در بین سالهای 1978 تا 1980 رییس هنرستان موسیقی پسران گردید. وی

 به ریاست مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و هنزستان موسیقی چاووش نیز در آمد. وی از سال 1986 در آمریکا

 سکونت دارد و برنامه های زیادی از جمله نکنوازی و کارهای گروهی با شجریان - ناظری - علیزاده و

 مشکاتیان اجرا کرده است.لطفی بزرگترین نوازنده تار و سه تار و از جمله بزرگترین نوابغ مویسقی ایران می

باشد. ذوق سلیقه احساس و نوازندگی قدرتمند وی را بدل به پدر موسیقی ایران نموده است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 16:39  توسط داريوش | 
سه تار

 

سه تار

 

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است که آنرا را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن، زخمه

می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج

داشته‌است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته‌است.

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد(البته سیم سوم و چهارم آن نزدیک به هم قرار

دارند و همزمان نواخته میشوند و مجموعهٔ آندو رامعمولا سیم «بم» مینامند). با گذشت زمان کسانی چون

 ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش یک سیم

دیگر (این سیم از نظر تاریخی سیم چهارم است ولی سیم سوم خوانده میشود) به این ساز را درک کرده و سه

تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. سیم سوم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از

ابوالحسن صبا این سیم را نخستین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز افزوده.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

این ساز زیبا از بخشهای زیر تشکیل شده:

  • سیم‌ها:
    • سیم یکم یا سیم سفید از فولاد
    • سیم دوم یا سیم زرد از برنز
    • سیم سوم یا سیم مشتاق یا زنگ که دقیقا هم جنس و هم اندازهٔ سیم یکم است
    • سیم چهارم که آن هم زرد رنگ است و از دیگر سیمها قطورتر است.
  • کاسه: از نظر ساختاری مانند کاسه عود یا تنبور است ولی کوچکتر از آنها (درازای کاسه سه تار از 
  • ۲۶ تا۳۰ سانتی متر، پهنای آن به تناسب بین ۱۲ تا ۱۶ سانتی متر و ژرفایش نزدیک ۱۳ سانتی مترمی‌باشد.). و معمولاً از چوب توت ساخته می‌شود.

 

  • صفحه: روی کاسه جا دارد و دست راست نوازنده روی آن قرار می‌گیرد. صفحه دارای سوراخ‌هایی برای خروج صداست.

 

  • دسته: درازای دسته ۴۰ تا ۴۸ سانتی متر و قسمتی که گوشی‌ها در آن تعبیه می‌شوند ۱۲ سانتی متر و پهنای دسته ۳ سانتی متر است.

 

  • خرک
  • سیم‌گیر: در بخش پایانی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم هاوجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده میشود.

 

  • شیطانک
  • گوشی: سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی‌های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می‌شوند. با پیچاندن گوشی‌ها ساز کوک میشود.

 

  • پرده.

سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با کنار ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می‌شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می‌کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده‌اند.

 

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می‌کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی

ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده‌اند که با حال و هوایی که تا دو

 دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 16:22  توسط داريوش | 

بنام حضرت دوست

 

قبل از هر چیز باید از تمام دوستان وسروران عزیز خودم بابت این همه لطف و بذل عنایتی که به من دارن و با نظرات زیباشون باعث دلگرمی من میشن تشکر کنم .

من به علت مشکلات شخصی نتونستم خدمت برسم و شرح کنسرت استاد رو براتون بزارم و باز نتونستم عکسای که خودم با تمام وجود گرفتم رو اپلود کنم و براتون بزارم

مثل اینکه ما هم مثل بانک سامان و سایت دل اواز باید شرمسار و سر افکنده در مقابل دوستداران صدای استاد باشیم .

و اما بعد.

بعد از رزرو کردن بلیط کنسرات وشرح داستان اون که مثنوی هفتاد من کاغذ شد بلاخره روز هشتم مرداد ساعت 4 صبح به قصد کنسرت استاد

و همچنین انجام کارای مربوط به پدر گرامی که خدا سایشو از سرمون کوتاه نکنه عازم تهران شدیم البته این دفعه ما با هزار قرض و قوله یه لگن خریدیم

و هوا برمون داشت که با ماشین شخصی مسافرت کنیم از اون جایی که ماشین صفر کیلومتر میباشد و هنوز کارت سوخت از کمپانی مربوطه نگرفتیم

(که اونم خدا سایه دولت عدالت گستر رو از سرمون کم نکنه )مجبور به خرید بنزین اونم با قیمت شناور روز خلیج همیشگی فارس شدیم.

خلاصه راه افتادن همانا و رسیدن به تهران از مقصد کرمونشاه به فاصله زمانی 6 ساعت همان .

ساعت حدود 10 صبح به پایتخت همیشه سیاه و دود الود رسیدیم اما با تعجب این دفعه پایتخت سفید شده بود و سیاهی کمتری بر سر و صورتمون نشست .

خلاصه تا رسیدیم کارای مربوط به ابوی گرام رو فل فور (سه سوته سابق) انجام داده و ساعت به 2 بعد اظهر نکشیده پدر را راهی شهر و دیار خود

با یک دستگاه سمند زرد رنگ نمره کرمونشاه کردیم جناب خودمونم با لگن خویش رفتیمو اونو به پارکینگ فرودگاه مهر آباد سپرده و با فراق بال راهی

گرفتن بلیط کنسرت که قبلا رزرو کرده بودم توی دفتر کالج خیابون به قول یکی از دوستان آذری (داش مرتضی) خیابون انگلاب شدیم.

بعد از کلی معطلی وگرفتن بلیط کنسرت با دلی که از تصور شنیدن صدای استاد شجریان اونم از نزدیک در پوست خودش جاش نمیشد راهی خوابگاه اداره معزم شدم.

بعد از رسیدن و اونجا هم کلی معطلی و بیا برو اداری اخرش به ما یه واحدی دادن که برای دو شب بیتوته کنیم .

خلاصه شب اول گذشت و بعد از شنیدن خبر اجرا همرا با موفقیت کنسرت استاد از صدا و سیمای مکرم کلی خوشحال و ای بسا شادمان شدیم .

خلاصه روز بعد ساعت های 4 بعد از ظهر خوابگاه رو ترک کردم به قصد پیدا کردن تالار کشور راهی شدم ادرس: میدان فاطمی وزارت کشور و تالار وزارت کشور

ادرس سر راست بود و اسون. بعد از پیدا کردن ادرس به قصد نماز و استراحتی کوتاه به مسجد نور توی میدان فاطمی رفتمو با خدا ی خودم ای.... یه کمکی درد و دل کردم

بعدشم راه افتادمو رفتم دم در تالار کشور به قاعده 3 ساعت اطراق کردم تا درای تالار باز شد. البته ناگفته نمونه که من توی این مدت کوتا ه کلی دوست و رفیق قدیمی و جدیدی دیدم

و با هم کلی عکس گرفتیم و شوخی کردیم .

بعد از این که درا باز شدو همه داخل شدن و بلیطتو رو کردم دیدم ای دل قافل بد ترین جای ممکنه که اصلا تصورشو نکردم گیرم اومده. اره دوستان خوبم

دم در ورودی تالار یعنی جوری که رفت و امد ها اینقدر زیاد بود کلافه شدم .(پادری شدیم رفت پی کارش)

خلاصه کنسرت شروع شد و استاد عزیز و بزرگ وار که با اون لباس زیبای سبر فسفری نمایان شدو بعدشم همابون شجریان با لباس بنفش براق و بعد هم استاد محمد درخشانی

استادمحمد فیروزی و استاد سعید فرجپوری و استاد حسین رضایی (گروه آوا).

بعد از تشویق بی امان دوستداران استاد و نشستن اساتید محترم و کوک کردن سازها کنسرت به حالت رسمی شروع شد .

(_دستگاه ماهور)

قطعه انتظار

ساز وآواز       آوازراست .گشایش.داد.حصار.شکسته.فرود

تصنیف ماهور (سرو چمان)      که بسیار به دلم نشست

ساز و آواز         آواز خاوران.قرائی.فرود

چهار مضراب دلکش

ادامه ساز و آواز           آواز دلکش.قرچه.رضوی.فرود

تصنیف ماهور سخن عشق       که بازم بسیار زیبا بود

بعد از قسمت اول کنسرت انتراک شروع شد جمعیت حاظر که چیزی بیش از سه هزار نفر بودن به تالار انتظار اومدنو

واستاد و هنرمندان گروه اوا به پشت صحنه رفتن منم تو ابن مدت تونستم خدمت مژگان خانوم شجریان برسمو دعای همیشگیمو بهشون بگم تا خدمت استاد عرض کنن تا گفتم به استاد بگید دعامو...گفتن شما از کرمونشاه اومدید درسته؟ برای مراسم ختم مادر استاد  هم اومده بودید؟ عرض کردنم بله و ایشون هم گفتن که دعای که کرده بودینو خدمت استاد گفتم واستاد هم فرمودن خدا نکنه شما جونید.

منم از ایشون تشکر کردم ولی راستش من همینجا بگم این همه عظمت روح و صفای دل و معنویت رو من از هیچ کسی سراغ ندارم اینو با تمام وجودم

وقتی استادو دیدم حس کردم بعد از این حرف مژگان خانوم هم دیگه یقین پیدا کردم

و اما بعد

بعد از شروع شدن قسمت دوم من اصلا از جایی که بهم دادن بودن راضی نبودم بنابرین با یکی از بچه های انتظامات تالار هماهنگی کردمو رفتم اون جلو سر پا وایسا دم

چون باور بفرمایید به خاطر جایی که بودم اصلا نتونستم توی قسمت اول حس بگیرم خلاصه قسمت دوم برنامه شروع شد. با این عناوین

(دستگاه شور و آواز افشاری)

قطعه دیدار

آواز بر قطعه دیدار            که کلی لذت بردم جاتون خالی 

  من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی /یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی ....

تصنیف شور در فراق    که همایون شجریان کولاک کرد

ساز و آواز     آواز افشاری .جامه دران . فرود    که استاد عمرشان جاودانه باد

 چنان افشاری خوند که اشک از گوشه چشمم سرازیر شد جای همه خالی

چهار مضراب افشاری رقص پروانه

ساز و آواز       آواز قرائی . فرود که بازم استاد با صدای اهواییش 

 شبنم اشک رو به چشمان تمام حاظرین پاشید

 بازم جای همه دوستان خالی

تصنیف افشاری باده عشق

در اخر برنامه همه حاظرین تصنیف مرغ سحر رو از استاد طلب کردن

 اما به خاطر یه سری مسائل که ذکرشو در اینجا نمیتونم بگم

نخوند اما فرمودن :اجازه بفرمایید یه تصنیف جدید رو بخونم براتون

نصنیف ساقیا از ساخته های اقای فرجپوری که شعرش از حضرت مولاناست

من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا /ان جام جان افزای را بر ریز بر جان ساقیا

بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان /دور از لب بیگانگان پیش ار پنهان ساقیا

اول بگیر ان جام مه بر کفه ان پیر نه/چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان سافیا

بر خیز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیا /تا بخت ما خندان شود پیش ای خندان ساقیا

 

خداوند عالمیان عمر استاد شجریان رو جاودانه کنه.

 

امین یا رب العالمبن

 

تا بعد بدرود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 19:9  توسط داريوش | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای دیدن همه عکسها ادامه مطلب رو بزنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 23:13  توسط داريوش | 

بنام حضرت دوست که هر چه از دوست رسد نکوست

 

 

سروچمان

 

مرغ سحر

 

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار ، این قفس را

بر شکن و زیر زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درا

نغمه آزادی نوع بشر سرا

وزنفسی عرصه این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیّاد

آشیانم ، داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن !

نو بهار است ، گل به بار است

ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس ، چون دلم ، تنگ و تار است .

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین !

جانب عاشق نگه ای تازه گل ، از این

بیشتر کن ! بیشتر کن ! بیشتر کن !

مرغ بیدل ، شرح هجران ،

مختصر ، مختصر کن !

شعر از : ملک الشعراء بهار

 

دانلود مرغ سحر
 
 
 
 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 13:57  توسط داريوش | 

بنام خالق هستی بخش

 

با درود

 

هنر نزد ایرانیان است و بس

 

میگید نه حالا برا تون توضیح میدم حتما از کنسرت استاد شجریان با گروه آوا در تالار بزرگ کشور خبر دارین(8 و9 و 11 و 12 و 14 و 15 ) مرداد ماه .

اره دوستان خوبم ما هم مثل همه هنر دوستان و البته هنر مندان گران مایه این مرز و بوم این خبر رو که شنیده و دیدیم در پوست مبارک نگنجیدیم و اهنگ رفتن به کنسرت استاد در دل بی صاحبمون طنین انداز شد

خلاصه از این بپرس از اون بپرس این سایتو بگرد و اون طرف برو اخرش اصل خبرو گیر اوردیمو گذاشتیم توی وب که در پست قبلی ملاحظه میفرمایید. از همین روز که توضیح داده شد ما افتادیم پی گیر اوردن بلیط کنسرت  استاد شجریان.

 توی سایت دل اواز یه اطلاعیه داده بودن که امسال دیگه مثل سالای قبل  نیست و بلیط رو رزرو نمیکنیم و نقدی هم نمی فروشیم و کلی وعده وعید که اره دیگه باید از طریق سایت دل اواز انلاین خریداری کنین و......خلاصه می خوایم مشکلات قبلی دیگه پیش نیاد . اقا ما رو میگید گفتیم خدایا چه اتفاقی افتاده توی این مملکت نکنه یه دستی از غیب اومده و تمام مشکلات هماهنگی و بروکراسی و کاغذ بازی مارو حل کرده خلاصه کلی مسرور و شادمان  و با دلی بسیار خجسته  اخبار بعدی رو تعقیب کردیم  خبر بعدی این بود که اول باید ثبت اطلاعات در سایت دل اواز میکردیم و بعد یه کارت بانک وزین و محترم   سامان  رو  می خریدیمو  منتظر روز 1 مرداد ساعت 10 صبح میشدیم که بتونیم بلیت بخریم.خلاصه دوستان  ما هم با دلی که اوصافشو گفتم(بسیار خجسته)تمام این کارا رو به قول بچه های انلاین امروزی سه سوته انجام دادیم و منتظر روز 1  مرداد کذایی موندیم.

 روز یکم مرداد ماه من شیفت کاریم بود و مجبور شدم 2 ساعت مرخصی ساعتی با هزار فیلم و سریال بازی کردن از مسئول  محترممون بگیرم  خلاصه اول خونه اومدم که کانکت بشم و شدیم اما سرعت پایین بود و از ترس اینکه بلیط گیر نیاد زودی قصد کافی نت محل رو کردیم و یه سیستم رو اشغال نموده و  با استرس تمام مشغول نوشتن ادرس سایت دل اواز شدیم که تا ایتنر رو زدم دیدم که برادران دل اوازی حسابی مارا شرمنده خوبش نموده و سایت مبارک باز نمیشود.خلاصه  ما رو میگی اول فکر کردین اشتباه از جناب خودمون هستش دوباره کلید بک رو زده وکلید اینتر  را با تمام دقت با انگشت سبابه دست راستمون فشاردادیم اما دیدیم که هنوز شرمنده سایت دل اواز هستیم و سایت باز نمیباشد. این کارو به قاعده هزاران بار تکرار کردیم اما افسوس که حاصلی در بر نداشت. خلاصه ساعت 12 ظهر دیگه درموند و با اعصابی داغون کافینت محل رو با بچه های ژیگولش ترک کردیمو رفتیم سر کارمون. اما همچنان پرسان در پی اخبار بودیم . خلاصه اخرای شب یه اس ام اس از طرف دل اواز اومد که  معزرت میخوایم که اینطوری شد و از این حرفای صد تا یه غازو فردا ساعت 10 صبح میتونید  بلیط بخرید خلاصه ما هم یه خورده ارام شدیمو  منتظر روز بعد با زهم همون کارای تکراری و رفتن به کافی نت و قص الاهذه  سایت دل اواز سه سوته (تکیه کلام بچه های سرتق)باز شد اما برای ادامه مراحل باید  وارد سایت  بانک وزین و بسیار انلاین سامان میشدیم اما افسوس از این همه وقت هنر دوستان گرامی که بر باد فنا رفت خلاصه  اینکه سایت باز نشد و داستان همچنان ادامه داشت ساعت 4 بعد از ظهر به خونه اومدمو نشستم پای سیستم خونگی و مرتب ادرس بانک سامانو سرچ کردیم تا ساعت4 شب که ما دیگرتاب و توان بیدار ماندن نداشتیم  . خلاصه اخرش یه صفحه باز شد که بازم معزرت خواهی و قول فردا ساعت 9 صبح رو دادن و این بار دیگه رزور بلیت به جای خرید انلاین .ناخدا گاه به یاد این سخن گهر بار فردوسی بزرگ افتادم که هنر نزد ایرانیان است و بس واقعا چه کسی بهتر از خود ما(ایرانی ها) میتونه ما رو سر کار بزاره و ایا  این یه هنر بزرگ در تمام دنیا نیست ؟

اما ادامه داستان فردا صبح بازم شیفت کاری و بازم التماس برای مرخصی و باز  کافی نت محل و باز معطلی پشت درب بی صاحب سایت دل اواز و بلاخره موفق شدن و رزرو کردن یه بلیط 20 هزار تومانی طبقه همکف تالار کشور برای شب دوم کنسرت یعنی  9 مرداد.

 

هر که صدای ملکوتی استاد شجریان بایدش...بر جفای سایت دل اواز و بانک سامان صبر ایوب بایدش

 

بدرود تا بعد .

 

  

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 17:35  توسط داريوش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وبلاگ مرز پرگهر
وبلاگی برای شناساندن هنر والای موسقی ایران زمین
و تلاش در جهت فراموش نشدن میراث کهن گذشتگان این اب و خاک
و همچنین در جهت دست یافتن به ارزش های والای انسانی
امیدوارم دوستانی که به این محفل دوستانه سری میزنند
از نظرات ارزشمند خویش ما را در جهت بهبود کیفیت
یاری نمایند

سپاسگزارم



ياهو مسنجر

وبلاگ دوستان
نقشه مرزپرگهر
وبلاگ :: میهن
وبلاگ :: هوانورد
وبلاگ :: عشق مرده (جواد)
وبلاگ :: دانلود فقط دانلود
وبلاگ :: ادبیات و موسیقی(سارا)
وبلاگ :: دوستداران کوروش
وبلاگ :: حکایت دل (محمد)
وبلاگ :: جیک جیکهای الهام(طنز)
وبلاگ :: یک وبلاگ
وبلاگ :: یک عاشقانه آرام(طاهره)
وبلاگ :: هزار و یکشب(خاتون)
وبلاگ :: نفس عمیق(نیوشا)
وبلاگ :: معلم هنر(همایون)
وبلاگ :: اس ام اس لاو
وبلاگ :: قلبی نارنجی (سرشار)
وبلاگ :: فرشته کوچولو(تبسم)
وبلاگ :: یه غریبه
وبلاگ :: ایران ما(فرزین)
وبلاگ :: دلبر وفا دار(درسا)
وبلاگ :: قاتی پاتی(نگار)
وبلاگ :: اسرار تاریخی(کیان)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
دل نوشته های داریوش
لینک دانلود آواز اساتید
ساز شناسی
بیوگرافی اساتید
اخبار جامعه موسیقی
دکلمه اشعار
بت چین
گلچهره
شب وصل
وبلاگ تخصصی
سایت :: دل آواز
سایت :: همشهری آنلاین
سایت :: خبرگزاری مهر
سایت :: سل
سایت :: شهاب نیوز
وبلاگ :: دل آواز
وبلاگ :: سنتور
وبلاگ :: تحریر
وبلاگ :: آخرین جرعه جام
وبلاگ :: آواز
وبلاگ :: موسیقی سنتی
وبلاگ :: عاشقانه
وبلاگ :: تنبور
وبلاگ :: خداوندگار آواز : ایرج
وبلاگ :: تنبور شمس
وبلاگ :: نوای ایرانی
وبلاگ :: بيداد
********آپلود****
سایت :: کتابخانه مجازی
سایت :: آرام جان
وبلاگ :: چهره به چهره
وبلاگ :: گروه موسیقی مهرگان
سایت :: BBC
سايت :: ماهيگيران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM



hezaroyeshab

مرز پرگهر

hezaroyeshab

دل آواز

hezaroyeshab

یه غریبه

hezaroyeshab

هزارویک شب

hezaroyeshab

نفس عمیق

hezaroyeshab

موسیقی سنتی

تصنیف شیدایی ازآلبوم آستان جانان با صدای استاد شجریان و سنتور استاد مشکاتیان