![]() |
![]() |
|
خسرو آواز ایران تجربه كارگاه تخصصي آواز را تشريح ميكند . خبرگزاري فارس: استاد محمدرضا شجريان طي يك سخنراني تجربه كارگاه تخصصي آواز در تهران را تشريح ميكند. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مجموعه فرهنگي و هنري آسمان، شجريان همزمان با برگزاري دومين نشست سالانه اهل ادب، انديشه و هنر و مراسم تجليل از سه نفر از استادان دانشگاه در حوزه سينما - اكبر عالمي، احمد ضابطي جهرمي و منصور براهيمي - در سخناني به بررسي تجربه كارگاه تخصصي آواز در فرهنگستان هنر ميپردازد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آسمان موسیقی ایران هم چنان در سوگ الهه آواز ایران نشسته بود که الهه دیگری از آواز ایران پرواز گرفت. بانو «پریوش ستوده» از خوانندگان صاحب نام دهه چهل وزارت فرهنگ و هنر، در عین ناباوری و البته در عین بی-توجهی دوستداران و دست اندرکارن موسیقی کشور، به جهان باقی شتافت. قطعاً فوت وی برای جامعه موسیقی ضایعه جبران ناپذیری است. زیرا وی شاید ازمعدود کسانی بود که از عنفوان شکل گیری ارکسترهای مختلف وزارت فرهنگ و هنر، تا انقلاب 57 در عمده ارکسترهای این وزارت خانه به طور مداوم به اجرای آواز پرداخت – به تحقیق نگارنده بانو پریوش ستوده در وزارت فرهنگ و هنر دارای بیشترین آمار آوازی بود، به همین سبب وی می توانست منبع و مرجعی برای شناسایی، تاریخ آهنگ سازی و ترانه سرایی وزارت فرهنگ و هنر محسوب شود.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 10:37 توسط داريوش |
|
ببار ای ابر بهار ــــ با دلُم به هوای زلف یار ای بارون ای بارون ـ ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون ـ بر كوه و دشت و هامون ببار ببار ای بارون ببار ـــ با دلُم گریه كن، خون ببار دلا خون شو خون ببار ــــ بر كوه و دشت و هامون ببار ببار ای بارون ببار ــــ با دلُم گریه كن، خون ببار ببار ای ابر بهار ــــ با دلُم به هوای زلف یار ببار ای بارون ببار ـــ با دلُم گریه كن، خون ببار
ببار ای بارون ببار ـــ با دلُم گریه كن، خون ببار با دلُم گریه كن،خون ببارـدرشبای تیره چون زلف یارـ بهرلیلی چو مجنون ببار ای بارون
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 18:51 توسط داريوش |
|
|
قابل توجه علاقمندان موسيقي ايراني
استاد محمدرضا شجريان و گروه آوا (به نوازندگي آقايان مجيد درخشاني، محمد فيروزي، سعيد فرجپوري، همايون شجريان،حسين رضايی نيا) روزهاي پنجشنبه 29 و جمعه 30 آذر ماه 1386 (20 و 21 دسامبر 2007) در تالار دانشگاه AUD در كشور امارات شهر دبي، کنسرت موسيقي ايراني برگزار مينمايند. با توجه به ابراز علاقه تعداد زيادي از دوستداران موسيقي ايراني براي شركت در اين برنامه، به منظور تسهيل در تهيه بليط تعداد محدودي از بليطهاي كنسرت در داخل كشور به فروش ميرسد. فروش بليط بصورت اينترنتي (Online) از روز دوشنبه 29 آبان ساعت 10 صبح در سايت اينترنتي www.shajarianconcert.com آغاز مي شود. براي دريافت اطلاعات بيشتر به سايت www.shajarianconcert.com و يا www.delawaz.ir بخش اخبار سايت مراجعه نماييد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 15:8 توسط داريوش |
|
|
تقدیم به همه ی دوستان عزیزی که یه معشوق خیالی تو ذهن خودشون دارن .
ای مه من، ای بت چين ای صنم . لالـه رُخ، زهره جبیين ای صنم . تا به تـو دادم دل و دين ای صـنم , برهمه كس گشته یقين ای صنم. من زتو دوری نتوانم دیگر , جانم , وزتو صبوری نتوانم دیگر. بيا حبيبم، بيا طبيبم.....بيا حبيبم، بيا طبيبم هر كه تو را ديده ز خـود دل بريد , رفته ز خود، تا كه رُخت را بديد. تير غمت، چون به دلِ من رسيد , همچو بگفتم كه همه كس شنيد. من زتو دوری نتوانم ديگر , جانم , وزتو صبوری نتوانم ديگر. بيا حبيبم، بيا طبيبم..... بيا حبيبم، بيا طبيبم. ای نفـسِ اُنـسِ تـو احيای من . چون تويی امروزه مسيحای من . حالت جمعی تو پريشان كنی , وای به حال دل شيدای من . من زتو دوری نتوانم ديگر , جانم , وزتو صبوری نتوانم ديگر. بيا حبيبم، بيا طبيبم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 17:33 توسط داريوش |
|
|
گلچهره مپرس كان نغمه سرا از تو چرا جدا شد گلچهره مپرس.....آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:43 توسط داريوش |
|
|
بنام حضرت دوست ؟ بعد از شنیدن خبر کنسرت استاد شجریان در اصفهان و ثبت این خبر در وبلاگ برآن شدم تا هر چه زودتر بلیط رو تهیه کنم تا مثل دفعه قبل زیاد اذیت نشم . این باربلیط گرفتن و رزرو اون خیلی آسون بود و به راحتی تهیه شد و برچشم به هم زدنی صبح جمعه4/8/1386 خودمو تو اصفهان دیدم بعدازگرفتن یه سوئیت تو هتل ترمینال اصفهان و چند ساعتی استراحت به قصد تفرج و گشت وگذار توی نصف جهان راهی سی و سه پل معروف شدم معماری فوق العاده زیبا بر روی زاینده رود همیشه جاری ،با مردمی شیرن زبون و البته دست و دلباز که در کنارش مشغول تفریح بودن بسیار چشم نواز می نمود . خودم رو مهمون عکاسان کردم و چند تا عکس یادگاری گرفتم بعدشم تنهای تنها قدم زدنو کنار زاینده رود تجربه کردم . یه گروه از همدان اومده بودن فکر کنم اسم گروه باباطاهر بود و داشتن قطعات قدیمی و سنتی رو با زیبایی مینواختند . شنیدن صدای تار و ویلون کنار زاینده رود عالمی داشت، اشعار رو همخوانی میکردن و منم به گروهشون اضافه شدم و با هم خواندیم . گلپونه ها، آمان آمان ،بت چین،.... همشون برای کنسرت استاد اومده بودن و وقتی فهمیدن منم برای کنسرت از کرمونشاه آمدم کلی رفیق شدیم . خلاصه بعد از این تجربه زیبا اونم تو اون جای رویایی به قصد گشتن بیشتر و دیدن زیبایی های بیشتر از گروه خدا حافظی کردم و رفتم میدان نقش جهان و .... بسیار زیبا ....عالی.....محشر........ و اما کنسرت ساعت حدودا پنج بعد اظهر به دانشگاه آزاد خوراسگان رسیدم تقریبا جزء اولین نفرات بودم که اومده بودم با یه ساعت معطلی بلیط رزرو شده ام رو تحویل گرفتم و داخل محوطه دانشگاه شدم هوا تاریک شده بود و البته سرد کم کم به تعداد جمعیت افزوده میشد مکان کنسرت یه سوله که سالن امتحانات دانشجویان بود مکانی که نه در شان خسرو آواز ایران و نه در شان مردم علاقه مند به استاد اما چه می توان گفت همین چند وقت پیش دول خارجی بر سینه یکی از شاگردان استاد نشان لژیون دونور رو می زنند اما ما با این بزرگوار این رفتار رو می کنیم افسوس و صد فریاد درونی .....ای مرغ سحر ....کجای که ناله سر کنی ............. بعد از چک کردن بلیط ها توسط مسئولین اجرایی و نشستن بر صندلی های پلاستیکی و سرد سوله امتحانات و وارد شدن حدود 1500نفر جمعیت صدای خانومی از پشت تریبون توجه همه را به خود جلب کرد که لطفا تلفن های همراه خود را خاموش کنید ..... نظم خاصی به سالن حاکم شد و تازه ردیف جلویی های تسبیح به دست فهمیدن عاشقان استاد شجریان اگه روی سنگ هم بنشینند با تمام وجود به استاد علاقه دارند و لب بر شکوه باز نمی کنند ..... نور افکن ها خاموش شد و نور افکن های صحنه روشن ،نفسم تو سینه حبس شد بزرگ مرد ایران قم رنجه کردن و وارد صحنه شدند با تمام وجودم و با تمام وجودمان استاد مان را تشویقی جانانه کردیم .... آرام و بزرگمنش دستان شان را به عنوان تشکر بالا بردند و تشویق ها بیشتر شد بازم استاد تشکر کرد و بازم تشویق کف دستانم می سوخت ...تشویق ..تشویق.. استاد بر جایگاهشان نشستند و گروه آوا هم مشغول کوک کردن سازهایشان و برنامه شروع شد بخش اول :سخن عشق اما بر خلاف کنسرت تهران اینبار اشعار از مولانا قطعه انتظار از استاد مجید درخشانی که امشب غوغایی به پا کرد ساز و آواز .......... روز ها فکر من اینست و همه شب سخنم...که چرا غافل از احوال دل خویشتنم استاد سر بزیر می انداخت.... استاد گریه میکرد..... استاد رنجور است .... استاد دل شکسته است ........چشمانم میسوخت گریه مجالم را برید . خنک آن روز که پرواز کنم تا بر دوست..... چه میشنوم استاد از مرگ سخن میگوید .......دل مشتاقان گرفت.... اشک هم جاری تصنیف سرو چمان سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند همدم گل نمیشود یاد صمن نمیکند........... ساز و آواز خاوران چهار مضراب دلکش آواز دلکش در ادامه تصنیف زیبای ماهور سخن عشق سخن عشق تو بی آنکه بر آید به زبانم.........رنگ رخساره خبر دهد از حال نهانم گاه گویم که بنالم زپریشانی حالم.....باز گویم که عیان است چه حاجت به بیان است همایون خواند........ صدایش یادگار روزگار نچندان دور استاد است . تشویق بی امان حضار و اتمام قسمت اول .... انتراکت که شروع شد خدمت مژگان خانوم رسیدم اینبار انگار که جزء افراد خانواده ایشان هستم مرا پذیرفت و به گرمی حال و احوال کرد . بروشور رو به ایشان دادم تا از استاد امضاءبگیرند و ایشان هم پذیرفتند و بعد از مدتی بروشور متبرک به امضاء استاد رو به من دادند و تشکر زیاد منو با لبخندی جواب دادند . دسته های گل بود که به دستان علاقه مندان جلوه میکرد و به قصد دیدن استاد خواهش و تمناهای فراوان ....آفرین بر این جوانان ،جواب تسبیح به دستان همین است سپاسگزاری از استاد . قسمت دوم همان اشعار سعدی بود که در تالار کشور اجرا شد اما با تنظیمی متفاوت تر . قطعه دیدار آواز بر قطعه دیدار من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی ...یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی استاد میخوند و سر به زیر میانداخت حسرت روزگاران گذشته ....یا............؟ تصنیف شور در فراق بسم از هوا گرفتن که پری نماندو بالی ...به کجا روم زدستت که نمیدهی مجالی .. باز هم اشک استاد اشک حضار رو در آورد ....استاد نازک دل....استاد مهربان....استاد شریف.........استاد........ با اشکهای استاد حس خوبی نداشتم ....اشک و ترس.....ترس از دست دادن استاد ... ... خداوند عالمیان حافظ استاد شجریان باد . در ادامه سازو آواز افشاری و چهار مضراب افشاری رقص پروانه ساز و آواز قرائی تصنیف افشاری باده عشق استاد را چه میشود ..آن بغض های در گلو....... آن سر به زیر انداختن ها....... آن اشک های آشکارا ..... در پایان برنامه اکثر غریب به اتفاق برصندلی های پلاستکی سوار شدیم آری قدمان بلند شد . مگر میشود صدای استاد را شنید و بزرگ نشد . همه یک صدا مرغ سحر..........مرغ سحر.....مرغ سحر.......... اما استاد فرمودند تصنیف ساقیا از ساخته های آقای فرجپوری رو براتون میخونم اما همه توی دلشون منتظر اتمام این قطعه و فریاد زدن مرغ سحر بودن من ازکجا پندازکجا باده بگردان ساقیا ....آن جام جان افزای را بر ریز بر جان ساقیا استاد با اشک می خواند. بر دست من نه جام جان ای دست گیر عاشقان...دور ازلب بیگانگان پیش آرپنهان ساقیا اول بگیرآن جام مه برکفه ان پیرنه ....چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا اتمام تصنیف با دست زدن های مداوم همراه شد. اینبار استاد و گروه آوا بلند شدن و به قصد رفتن تعظیمی به جمعیت کردن و آهنگ رفتن . اما ......... مرغ سحر باید خوانده می شد .......استاد دوست داریم ....استاد دوست داریم.......مرغ سحر.. مرغ سحر .......مرغ سحر .....مرغ سحر آن قدر دست زدیم ...داد زدیم ...فریاد کشیدیم......مرغ سحر ........ برای تمام عمرم فریاد مرغ سحر سر دادم . استاد هم با اشاره به آقای درخشانی مرغ سحر رو زنده کردن اجرای مرغ سحر با بزرگ ترین گروه کر دنیا در تالار خوراسگان اصفهان. مرغ سحر ناله سر کن. داغ مرا تازه تر کن. زآه شرر بار این قفس را . برشکن و زیر و زبر کن . استاد با اشاره های دست به همه میفرمودند همراهیشان کنیم چه اشکها که ریخته نشد..... چه دلها که پرپر نشد.....چه خاطره ها که زنده نشد ... مرغ سحر ناله سر دادی ؟..........ناله ای جان سوز؟
خداوندگار عالمیان عمر استاد شجریان را جاودانه کند
مرغ سحرهمراه با ملتاینجا رو کلیک کنید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:48 توسط داريوش |
|
|
با سلام خدمت تموم دوستان امروز چند تا عکس از بروشور کنسرت و همچنین امضاء استاد شجریان و همایون و بلیط کنسرت که مال خودم بود رو براتون میزارم امیدوارم به عنوان یادگاری از من قبول کنید .
امضاء استاد شجریان
امضاء همایون شجریان
بلیط کنسرت اصفهان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 12:1 توسط داريوش |
|
|
سلامی از دیار نصف جهان خدمت تموم اهالی مرز پرگهر الان ساعت ۱:۲۲ ظهره و من توی کافی نت درمیدان دروازه دولت هستم و تا شروع توزیع بلیط و شروع کنسرت که توی تالار دانشگاه آزاد خوراسگانه، وقت دارم کلی خوش بگذرونم و بعد از اون انشاالله بتونم گزارش کاملی رو از کنسرت استاد شجریان براتون تهیه کنم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم آبان 1386ساعت 13:27 توسط داريوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وبلاگ مرز پرگهر
وبلاگی برای شناساندن هنر والای موسقی ایران زمین و تلاش در جهت فراموش نشدن میراث کهن گذشتگان این اب و خاک و همچنین در جهت دست یافتن به ارزش های والای انسانی امیدوارم دوستانی که به این محفل دوستانه سری میزنند از نظرات ارزشمند خویش ما را در جهت بهبود کیفیت یاری نمایند سپاسگزارم |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته های داریوش لینک دانلود آواز اساتید ساز شناسی بیوگرافی اساتید اخبار جامعه موسیقی دکلمه اشعار بت چین گلچهره شب وصل |
|
RSS
|